چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385
تولد هادی معتمدیان 1385
توضیح اینکه آقای معتمدیان یکی از اساتید عمران هستن که فقط گوش می برن


بقیه رو از ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385
عایق ها
عايق هاي حرارتي
از آنجا كه در فصول مختلف سال و ساعات شبانه روز بين فضاهاي داخلي و محيط خارج تبادل حرارتي از راه .هاي گوناگون صورت می گیرد
براي ثابت نگه داشتن دماي هواي داخل ساختمان بايد از موادي استفاده نمود كه به اين امر كمك كند و .اين مواد .عايقها مي باشند كه به صورت هاي مختلف وجود دارند
عايق هاي حرارتي و اشكال آن
موادي كه به منظور جلوگيري از خروج گرما به مصرف مي رسند به نام عايق هاي حرارتي شناخته مي شوند و به صورت عايق هاي انباشتي , عايق هاي منعكس كننده عايق هاي پاشيدني , كف هاي تزريقي , عايق هاي .موجدار , تخته هاي عايق و اشكال ديگر وجود دارند
عايق هاي انباشتي : اين عايق ها به دو صورت اليافي يا دانه اي وجود دارند كه نوع اليافي آن شامل پشم سنگ پشم شيشه , پشم سرباره و الياف گياهي كه معمولا پشم چوب هستند مي باشند . و نوع دانه اي آن از موادي مانند پلي استايرين , پوكه هاي رسي پرليت و يا از مواد گياهي , مانند خرده هاي چوب پنبه تهيه مي شوند از اين نوع عايق .ها درداخل ملات ها و مكان هايي كه فاقد شكل مشخصي مي باشند استفاده مي شود
عايق هاي منعكس كننده : اين عايق ها معمولا از ورق هاي فلزي ساخته مي شوند و چنانچه به نحو مناسب نصب .شوند مانع نفوذ بخار آب هوا به داخل مي گردند
عايق هاي پاشيدني : اين عايق ها از مخلوط الياف و مواد زير كه با انواع مواد چسبنده به يكديگر چسبيده باشند .ساخته مي شود . و به روي محل هايي كه نياز به عايق كردن آنها باشد پاشيده مي شوند
عايق هاي كف تزريقي : اين عايق ها از موارد ريز پلاستيكي ساخته مي شوند و پس از قرار گرفتن و پر كردن فضاي مورد نظر سخت مي شوند . معمولا در بين ديوارهاي ساخته شده كه امكان دسترسي وجود ندارد از اين .نوع عايق استفاه مي شود
تخته هاي عايق : اين نوع عايق ها از مصالح گوناگوني مانند ني , چوب , پشم سنگ و ورقه هاي پلي اورتان مواد پلاستيكي ساخته مي شوند . تخته هاي عايق به جهت پوشش بيروني و دروني ديوارها و عايق سقفهابه كار مي .روند
انواع مصالح عايق هاي حرارتي
:مصالحي كه به صورت عمده در عايق ها به كار مي روند عبارتند از
الياف معدني : اين ماده از خرد كردن سنگهاي آتشفشاني كه نقطه ذوب بالا دارند ساخته مي شود و عايق خوبي .براي حرارت و جلوگيري از اشتغال و صورت مي باشد
پشم شيشه : عبارت است از الياف بسيار نازك شيشه كه تقريبا به هم متصل مي باشند كه اين الياف را پس از سرد كردن روي كاغذ قيري و يا تور داراي الياف قرار مي دهند اين ماده اشتعال ناپذير و از خاصيت بي بويي و .نگرفتن نم برخوردار مي باشد و امكان رشد قارچ و كپك در آن وجود ندارد
پرليت : اين ماده از الياف سنگ هاي معدني و چسب به وجود مي آيد و به تخته هاي سبك وزني تبديل مي شود كه .يك طرف ان را با قير مي پوشانند عايق خوبي براي جذب صدا و مورد استفاده در بام ها مي باشد
تخته هاي فيبري : اين ماده از اولين عايق هاي حرارتي ساختمان است كه از فشرده كردن پشم نمد و الياف گياهي ديگر به صورت تخته ساخته مي شود . ابن ماده به همراه يك پوشش از عايق هاي نوع پلاستيك به عنوان زمينه .اي براي آسفالت و پوشش نمدي مصرف مي شود
پلي يورتها : اين مواد پلاستيكي كه در واقع گروهي از پليمرها مي باشند از نوع بهترين عايق حرارتي مي باشند كه در عايق كاري سقفها , زير كف , ديوارهاي خارجي سقف كاذب و جاهاي گوناگون ديگر مصرف مي شوند و .به صورت پاشيدني و اسفنجي وجود دارند
عايق هاي صوتي
به منظور مقابله و كاهش سر و صداي مزاحم در ساختمانها از اين نوع عايق ها استفاده مي كنند در واقع در طراحي ساختمان ها بايد دو چيز را در نظر گرفت , اول جذب صدا و بعد انتقال آن و از مصالحي استفاده نمود كه اين خاصيت را داشته باشند . موادي كه قادرند امواج صوتي را جذب كرده و مقدار آن را كاهش دهند به مواد .اكوستيكي معروف مي باشند
انواع مواد آكوستيكي و ويژگي هاي آنها : مهم ترين ويژگي هاي يك عايق صوتي مناسب زياد بودن وزن , آن نرم .بودن , ظرفيت بالاي كاهش سر و صدا و غير قابل نفوذ بودن است
- عايق هاي صوتي سربي : اين عايق ها به صورت ورقه هايي در روي تيغه هاي نازك پارتيشن و روي مصالح .ديگر با استفاده از چسب مخصوص مي توان استفاده نمود
- كاشي و صفحات ساخته شده از فيبرهاي سلولزي : اين كاشي ها معمولا از الياف نيشكر كه تحت فشار قرار گرفته و به صورت تخته دري آيند ساخته مي شوند و معمولا آنها را سوراخدار مي سازند تا صدا بتواند به حفره .هاي بين الياف برسد كه باعث جذب آن گردد
كاشي هاي ساخته شده از فيبرهاي معدني اين كاشي ها در كشورهاي صنعتي از سرباره كوره ذوب آهن توليد مي .شود و به صورت شكافدار و يا سوراخدار ساخته مي شود تا قابليت جذب صوت آنها افزايش يابد
كاشه هاي فلزي سوراخدار : را اين كاشي ها از ورق هاي آلومينيومي و يا فولادي ساخته شده كه سطح آن - .سوراخدار بوده و با موادي نظير پشم هاي معدني پرشده اند و روي آن را با پوشش لعاب پخته سفيدي مي پوشانند
ويژگيهاي مصالح آكوستيكي
مصالح اكوستيكي بايد به لحاظ شكل ظاهري , يكنواخت , بدون عيب و عاري از مواد سست و كم دوام و مضر باشند . مقاومت در برابر فشار , بريدين و كشيدگي , جذب آب , تخلخل و حمله موجودات زنده نظير حشرات از .ويژگي هاي مواد آكوستيكي است كه به همراه قابليت حمل آسان مي تواند مورد توجه واقع شود
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385
آقا درسته که انرژی تو کشور ما ارزونه ولی بی خودی هدر نده به جونه مادرت
می دونی واردات بنزین لیتری ۵۰۰۰ ریال واسه دولت در می آد؟
نکن . د نکن الکی گل گشت نزن تو خیابون.
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385
مصرف انرژی در ساختمان
به منظور اجراي برنامه هاي بهينه سازي و در جهت تحقق و دستيابي به اهداف مورد نظر برنامه پنج ساله سوم توسعه , سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور ( I.F.C.O ) ( وابسته به شركت ملي نفت ايران ) تشكيل گرديد . اين سازمان در راستاي اجراي سياست هاي استراتژيك بخش انرژي كشور و نيز ماده 121 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي اجتماعي و فرهنگي كشور در بخش انرژي مبني بر اعمال صرفه جويي , منطقي كردن مصرف انرژي و حفظ محيط زيست و تحقق هرچه بهتر سياست ها با هدف جلوگيري از اتلاف منابع تجديد ناپذير و ارتقا كارايي مديريت انرژي فعاليت مي نمايد . فعاليت هاي سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور در زير .بخش هاي خودرو و حمل و نقل ساختمان و مسكن و صنعت متمركز گرديده است
مديريت بهينه سازي انرژي در بخش ساختمان
تلاش براي بهينه سازي مصرف سوخت در ساختمان ها از اهداف عمده بخش ساختمان و مسكن مي باشد . تمامي فعاليت هايي كه مي توانند به نوعي در بهينه سازي مصرف سوخت موثر باشند از قبيل عايق كاري حرارتي ساختمان ها , عايق كاري تاسيسات مكانيكي استفاده از تجهيزات با راندمان بالا و مصالح مرغوب مانند پنجره هاي دوجداره و طراحي مناسب بناها در راستاي جلوگيري از اتلاف انرژي از اهم فعاليت هاي اين مديريت مي .باشد
سهم مصرف سوخت در ساختمان ها حدود 38% از سوخت كشور مي باشد كه در مقايسه با ساير بخش ها نظير .حمل و نقل , صنعت و كشاورزي سهم قابل ملاحظه بوده و از اين نظر بسيار حائز اهميت است
چنانچه اقدامات بهينه سازي در ساختمانها انجام نگردد و طبق روال كنوني به مصرف ادامه دهيم طي سالهاي 1381 الي 1390 به ميزان هفتاد ميليارد دلار مصرف سوخت خواهيم داشت . با توجه به محاسبات انجام گرفته اين ميزان لطمه بزرگي به اقتصاد ملي وارد نمود و در حالت بحراني , امكان صادرات نفت خام را نيز از كشور سلب مي نمايد و درمواردي حتي نياز به واردات بعضي محصولات نفتي نيز به وجود مي آيد . با انجام اقدامات بهينه سازي در بخش ساختمان فقط طي سال هاي 1381 الي 1390 مي توان مبلغ 6/7 ميليارد دلار صرفه جويي .نمود
:انجام اقدامات انجام اقدامات بهينه سازي در ساختمان ها با اهداف زير انجام مي گيرد
كاهش مصرف سوخت -
كاهش هزينه هاي پرداخت شده توسط مردم براي سوخت مصرفي -
ايجاد شرايط مطلوب دماي ساختمان به دليل بالا رفتن كيفيت ساخت بناها -
كاهش آلودگي محيط زيست ناشي از مصرف سوخت هاي فسيلي -
طراحي ساختمان جهت كاهش مصرف انرژي
طراحي ساختمان با توجه به بهينه سازي مصرف انرژي به شما كمك مي كند كه در هزينه هاي انرژي به ميزان قابل توجهي صرفه جوئي نمائيد و در تابستان و زمستان دماي مطلوبي در منزل احساس كنيد . از طرفي با كاهش .ميزان انتشار گازهاي گلخانه اي محيط زيست به ميزان قابل توجهي محافظت مي گردد
طراحي ساختمان با توجه به بهينه سازي مصرف انرژي ازنور و گرماي خورشيد كمك مي گيرد و با اين .خصيصه منزل شما را در تابستان خنك و در زمستان گرم و روشن نگه مي دارد
ادامه مطلب
دوشنبه هجدهم دی 1385
آقای سلمانی خیلی خوش آمدند
نظرتونو در مورد پدر عمرا ن بفرمائید لطفا

چهارشنبه سیزدهم دی 1385
حلا چی بذاریم ؟
آقا ما چراغ یه چهار راه رو طراحی کرده بودیم و این آقای احسان زرگرچی محاسباتشو می خواست. یادم باشه ۱ صفحه بیشتر نیست اینو هم بذاریم

اینا هم اساتید دانشکده مهندسی عمران هستن
سه شنبه دوازدهم دی 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت آخر
17-برآورد تقريبی حجم مصالح مصرفی(بتن و فولاد):
عناصری که در اين ساختمان بعنوان مصرف کنندة مصالح بتن و فولاد در نظر گرفته شده اند عبارتند از: دالها, تيرها, ستونها, پله ها, ديوارهای برشی, ديوارهای حايل زيرزمين و شالوده ها می باشند. در هر يک از اين اجزاء سازه ای برحسب مقدار فولاد طراحی شده و ابعاد عضو, مقدار فولاد مصرفی محاسبه شده است, و برحسب ابعاد عضو حجم بتن مصرفی محاسبه که از اين مقدار بتن حجم فولاد کسر شده است, تا مقدار دقيق بتن مصرف شده بدست آيد.
بلاخره برآورد می شود که در اين ساختمان تقريباً 16.23 مترمکعب فولاد و 1890.34 مترمکعب بتن مصرف شود.(يعنی حدود 126.6 تن فولاد و 4536.8 تن بتن مصرف می شود.)
شنبه نهم دی 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت شانزدهم
16-کنترل حالت حدی بهره برداری خيز و ترک خوردگی و کنترل تغييرمکان بين طبقاتی:
کنترل عرض ترک خوردگی:
در طراحی به دو علت لازم است که عرض ترک در حداقل نگه داشته شود, ظاهر و پايايی. ترکهای قابل رويت باعث عدم اطمينان از سازه و نفوذ رطوبت و مواد خورنده از طريق ترک و در نتيجه زنگ زدن ميلگردها در داخل بتن می شوند که با افزايش حجم همراه است. افزايش حجم ميلگرد باعث پوسته شدن بتن پوششی و زنگ زدن ميلگرد باعث کاهش سطح مقطع آن می گردد. برای تيرهايی که در نما ديده نمی شوند(بتن در تماس با هوای داخل ساختمان), حداکثر عرض ترک نبايد از 0.4 ميليمتر تجاوز کند و برای تيرهايی که در نما ديده می شوند(بتن در تماس با هوای خارج), حداکثر عرض ترک به 0.35 ميليمتر محدود می شود.
ادامه مطلب
جمعه هشتم دی 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت پانزدهم
15-اصلاح طراحی براساس سازه های با شکل پذيری بالا در برابر زلزله:
ضوابط زير بمنظور شکل پذيری بالای سازه در گامهای طراحی رعايت شده اند,
20-5-1-1 محدوديتهاي هندسي
20-5-1-1 در اعضاي خمشي قابها محدوديتهاي هندسي زير رعايت شده اند:
الف ـ ارتفاع موثر مقطع نبايد بيشتر از يك چهارم طول دهانه آزاد باشد.
ب ـ عرض مقطع نبايد كمتر از سه دهم ارتفاع آن باشد .
پ ـ عرض مقطع نبايد :
- بيشتر از عرض ستون تكيهگاهي، در صفحه عمود بر محور طول عضو خمشي، به اضافه سه چهارم ارتفاع عضو خمشي در هر طرف ستون
- بيشتر از عرض ستون تكيهگاهي به اضافه يك چهارم بعد ديگر مقطع ستون در هر طرف ستون،
- كمتر از 250 ميليمتر اختيار شود.
20-5-1-1-2 برون محوري هر عضو خمشي نسبت به ستوني كه با آن قاب تشكيل ميدهد. يعني فاصله محورهاي هندسي دو عضو از يكديگر، نبايد بيشتر از يك چهارم عرض مقطع ستون باشد.
20-5-1-2- آرماتور طولي
20-5-1-2-1- در كليه مقاطع عضو خمشي نسبت آرماتور، هم در پايين و هم در بالا، نبايد كمتر از
20-5-1-2-2- در تكيهگاههاي عضو خمشي و در هر مقطعي كه در آن امكان تشكيل مفصل پلاستيكي وجود داشته باشد، بايد آرماتور فشاري كه به مقدار نصف آرماتور كششي موجود در آن مقطع تامين گردد.
20-5-1-2-3- در هر عضو خمشي حداقل يك چهارم آرماتور موجود در مقاطع تكيهگاهها، هر انتها كه آرماتور بيشتري دارد، بايد در سراسر طول تير در بالا و در پايين ادامه داده شوند.
20-5-2-4- در اعضاي خمشي T يا L شكل كه با دالها به صورت يكپارچه اجرا ميشوند، مقدار آرماتوري كه در بر ستونها ميتوان در خمش موثر در نظر گرفت، علاوه بر آرماتور واقع در جان تير، به شرح زير است :
الف ـ در ستونهاي داخلي وقتي كه ابعاد تير عرضي در محل اتصال به ستون در حدود ابعاد عضو خمشي طولي است: تمامي ميلگردهايي كه در عرضي از دال مساوي با چهار برابر ضخامت آن در هر طرف ستون واقع شدهاند .
ب ـ در ستونهاي داخلي وقتي كه تير عرضي وجود ندارد: تمامي ميلگردهايي كه در عرضي از دال مساوي دو و نيم برابر ضخامت آن در هر طرف ستون واقع شدهاند.
پ ـ در ستونهاي خارجي وقتي كه تير عرضي در محل اتصال به ستون در حدود ابعاد عضو خمشي طولی است و لازم است ميلگردهاي عضو خمشي طولي مهار شوند: تمامي ميلگردهايي كه در عرضي از دال مساوي با دو برابر ضخامت آن در هر طرف ستون واقع شدهاند .
ت ـ در ستونهاي خارجي وقتي كه تير عرضي وجود ندارد : تمامي ميلگردهايي كه در عرض ستون واقع شدهاند .
ث ـ در تمام حالات حداقل 75 درصد آرماتور فوقاني و نيز آرماتور تحتاني كه ظرفيت خمشي مورد لزوم را تامين ميكنند بايد از ناحيه هسته ستون عبور كنند و يا در آن مهار شوند.
20-5-1-2-5- استفاده از وصله پوششي در ميلگردهاي طولي خمشي فقط در شرايطي مجاز است كه در تمام طول وصله آرماتور عرضي از نوع تنگ يا مارپچ موجود باشد. فواصل سفرههاي آرماتور عرضي در برگيرنده وصله از يكديگر نبايد بيشتر از يك چهارم ارتفاع موثر مقطع و يا 100 ميليمتر اختيار شود.
20-5-1-2-6 استفاده از وصله پوششي در محلهاي زير مجاز نيست :
الف ـ در اتصالات تيرها به ستونها
ب ـ در طولي معادل دو برابر ارتفاع مقطع از بر تكيهگاه
پ ـ در محلهايي كه امكان تشكيل مفصل پلاستيكي در آنها در اثر تغيير مكان جانبي غير الاستيكي قاب موجود باشد .
20-5-2-7- وصلههاي جوشي يا مكانيكي، مطابق ضوابط بندهاي (18-4-1-6) و (18-4-1-7) به شرطي مجاز است كه وصله ميلگرد در هر سفره آرماتور به صورت يك در ميان انجام شود و فاصله وصلهها در ميلگردهاي مجاور يكديگر، در امتداد طول عضو، كمتر از 600 ميليمتر باشد .
20-5-1-3- آرماتور عرضي
20-5-1-3-1- در اعضاي خمشي در طول قسمتهاي بحراني كه در زير مشخص ميشوند بايد تنگ ويژه مطابق ضوابط بند (20-5-1-3-2) بكار برده شود، مگر آنكه طراحي براي برش نياز به آرماتور بيشتري را ايجاب كند:
الف ـ در طولي معادل دو برابر ارتفاع مقطع از بر تكيهگاه به سمت وسط دهانه
ب ـ در طولي معادل دو برابر ارتفاع مقطع در دو سمت مقطعي كه در آن امكان تشكيل مفصل پلاستيكي در اثر تغيير مكان جانبي غير الاستيكي قاب وجود داشته باشد.
پ ـ در طولي كه در آن براي تامين ظرفيت خمشي مقطع به آرماتور فشاري نياز باشد.
20-5-1-3-2- تنگهاي ويژه و فواصل آنها از يكديگر بايد داراي شرايط زير باشند :
الف ـ قطر تنگها كمتر از 8 ميليمتر نباشد .
ب ـ فاصله تنگها از يكديگر بيشتر از مقادير : يك چهارم ارتفاع موثر مقطع, 8 برابر قطر كوچكترين ميلگرد طولي ، 24 برابر قطر خاموتها و 300 ميليمتر اختيار نشود.
پ ـ فاصله اولين تنگ از بر تكيهگاه بيشتر از 50 ميليمتر نباشد.
20-5-1-3-3- در قسمتهايي از طول عضو خمشي كه مطاب ضابطه بند (20-5-1-3-1) تنگ ويژه بكار برده ميشود، ميلگردهاي طولي در محيط مقطع بايد داراي تكيهگاه عرضي مطابق ضوابط بند (8-4-3-5) باشند.
20-5-1-3-4 در قسمتهايي از طول عضو خمشي كه به تنگ ويژه نياز نيست فاصله خاموتها نبايد بيشتر از نصف ارتفاع موثر مقطع اختيار شود.
20-5-1-3-5 در اعضاي خمشي تنگهاي ويژه را ميتوان با دو قطعه ميلگرد ساخت. يك ميلگرد به شكل U كه در دو انتها به قلاب 135 درجه، با طول مستقيم حداقل مساوي با 8 برابر قطر ميلگرد يا 100 ميليمتر، ختم شود و ميلگرد ديگر به شكل قلاب دوخت كه با ميلگرد اول يك تنگ بسته تشكيل دهد. در اين قطعات قلابهاي انتهايي بايد در داخل بتن محصور شده مهار شوند. قلاب دوخت ميتواند در يك انتها خم 90 درجه داشته باشد مشروط بر آنكه اين خم يك در ميان در دو سمت عضو خمشي قرار گيرد. چنانچه ميلگردهاي طولي كه توسط قلابهاي دوخت نگهداري شدهاند در داخل يك دال كه تنها در يك سمت عضو خمشي قرار دارد محصور باشند، خم 90 درجه قلابهاي دوخت را ميتوان در آن سمت، در دال، قرار داد .
اعضاي تحت فشار و خمش در قابها ـ ستونها
20-5-2-1- محدوديتهاي هندسي
20-5-2-1 در ستونها محدوديتهاي هندسي زير بايد رعايت شوند:
الف ـ عرض مقطع نبايد كمتر از چهاردهم بعد ديگر آن و نبايد كمتر از 300 ميليمتر باشد.
ب ـ نسبت طول آزاد ستون به عرض مقطع آن در ستونهايي كه زير اثر لنگرهاي خمشي موجود د دو جهت خم ميشوند نبايد بيشتر از 16 و در ستونهاي كنسولي نبايد بيشتر از 10 باشد.
20-5-2-2- آرماتور طولي
20-5-2-2-1 در ستونهاي نسبت آرماتور طولي نبايد كمتر از يك درصد و بيشتر از شش درصد در نظر گرفته شود. محدوديت حداكثر مقدار آرماتور بايد در محل وصلهها نيز رعايت شود. در مواردي كه آرماتور طولي از نوع فولاد S 400 است، نسبت آرماتور در خارج از محل وصلهها به حداكثر چهار و نيم درصد محدود ميشود.
20-5-2-2-2 فاصله ميلگردهاي طولي از يكديگر محور تا محور نبايد بيشتر از 200 ميليمتر باشد.
20-5-2-2-3 استفاده از وصله پوششي در ميلگردهاي طولي فقط در نيمه مياني طول ستون مجاز است. طول پوشش اين وصلهها بايد براي وصلههاي كششي در نظر گرفته شود.
20-5-2-2-4 وصلههاي جوشي يا مكانيكي، مطابق ضوابط بند (18-4-1-16) و (18-4-1-7) ، ميلگردهاي طولي به شرطي مجاز است كه وصله ميلگردها در هر مقطع به صورت يك در ميان انجام شود و فاصله وصلهها د ميلگردهاي مجاور يكديگر، در امتداد طول ستون، كمتر از 600 ميليمتر نباشد.
20-5-2-3- آرماتور عرضي
20-5-2-3-1 در ستونهاي قسمتهايي از دو انتهاي آنها به طول ناحيه بحراني تلقي شده و در نها بايد «آرماتور گذاري عرضي ويژه» مطابق ضوابط بندهاي (20-5-2-3-2) تا (20-5-2-3-6) انجام شود، مگر آنكه طراحي براي برش نياز به آرماتور بيشتري را ايجاب كند. طول كه از بر اتصال ستون به اعضاي جانبي اندازهگيري ميشود نبايد كمتر از مقادير زير در نظر گرفته شود.
الف ـ يك ششم ارتفاع آزاد ستون
ب ـ ضلع بزرگتر مقطع مستطيلي شكل ستون يا قطر مقطع دايرهاي شكل ستون
پ ـ 450 ميليمتر
20-5-2-3-2 مقدار آرماتور عرضي لازم در ناحيه بحراني بر اساس ضوابط زير تعيين ميشود:
الف ـ در ستونهاي با مقطع دايره نسبت حجمي آرماتور مارپيچ يا تنگهاي حلقوي
(20-2)
(20-3)
ب ـ در ستونهاي با مقطع مربع مستطيل سطح مقطع كل تنگهاي ويژه در هر امتداد
(20-4)
(20-5)
20-5-2-3-3 در ستونهايي كه مقاومت هسته ستون به تنهايي جوابگوي بارهاي وارده به ستوئن از جلمه زلزله ميباشد، نيازي به كنترل روابط (20-3) و (20-4) نيست.
20-5-2-3-4 قطر ميلگردهاي عرضي در ناحيه بحراني نبايد كمتر از 8 ميليمتر و فاصله سفره ميلگردها از يكديگر نبايد بيشتر از مقادير زير باشد :
الف ـ يك چهارم ضلع كوچكتر مقطع ستون
ب ـ هشت برابر كوچكترين قطر ميلگرد طول
پ ـ 125 ميليمتر
20-5-2-3-5 آرماتور عرضي در ناحيه بحراني را ميتوان با تنگهاي ويژه يكپارچه و با تنگهاي ويژه چند قطعهاي كه با يكديگر پوشش دارند ساخت. همچنين ميتوان از قلابهاي دوخت با قطر و فاصله مشابه تنگها كه داراي خم 90 درجه در يك انتهاي آنست استفاده كرد. هر انتهاي قلاب دوخت بايد در بر گيرنده يك ميلگرد طولي باشد و محل خم 90 درجه آن بايد در امتداد ميلگرد طولي يك در ميان عرض شود.
20-5-2-3-6 در هر مقطع ستون فاصله قلابهاي دوخت يا شاخههاي تنگها از يكديگر در جهت عمود بر محور طولي ستون، نبايد بيشتر از 350 ميليمتر باشد.
20-5-2-3-7 در ستونهايي كه در اثر تغيير مكان جاني غير الاستيكي قاب در مقاطعي غير از مقاطع انتهايي آن امكان تشكيل مفصل پلاستيكي وجود داشته باشد. در هر سمت آن مقطع طولي به اندازه ناحيه بحراني تلقي شده و در آن بايد آرماتورگذاري عرضي ويژه اجرا شود.
20-5-2-3-8 در ستونهايي كه بار اعضاي با سختي زياد را تحمل ميكنند. مانند ستونهايي كه در زير ديوار بتن آرمه قرار دارند. در تمام طول ستون بايد آرماتورگذاري عرضي ويژه اجرا شود. بعلاوه اين آرماتورگذاري بايد در قسمتي از آرماتور طولي ستون كه به اندازه طول گيرايي است و در داخل ديوار قرار دارد. ادامه داده شود . ضابطه ادامه آرماتورگذاري عرضي ويژه در ديوار در مورد ستونهايي كه روي ديوار قرار دارند نيز بايد رعايت شود.
20-5-2-3-9 در ستونهايي كه قسمتي از ارتفاع آنها با يك ديوار بتني گرفته شده ست، در تمام قسمت آزاد ستون بايد آرماتورگذاري ويژه اجرا شود.
20-5-2-3-10 در محل اتصال ستون به شالوده آرماتور طولي ستون كه به داخل شالوده برده شده است بايد در طولي حداقل برابر با 300 ميليمتر با آرماتورگذاري عرضي ويژه تقويت گردد.
20-5-2-3-11 در قسمتهايي از طول ستون كه آرماتورگذاري عرضي ويژه اجرا نميشود بايد آرماتور عرضي به صورت مارپيچ يا تنگ ويژه به قط حداقل 8 ميليمتر بكار برده شود. فاصله سفرههاي اين ميلگردها از يكديگر بايد بر اساس نياز طراحي براي برش تعيين شود ولي در هر حال نبايد بيشتر از نصف ضلع كوچكتر مقطع مستطيلي شكل ستون و يا نصف قطر مقطع دايرهاي شكل ستون، شش برابر قطر آرماتور طولي و يا 200 ميليمتر اختيار گردد.
20-5-2-4- حداقل مقاومت خمشي ستونها
20-5-2-4-1 در كليه اتصالات تيرها به ستونها، بجز موارد گفته شده در بندهاي (20-5-2-4-2) و (20-5-2-4-3) لنگرهاي خمشي مقاوم ستونها بايد در رابطه زير صدق كنند:
(20-6)
در اين رابطه
جمع لنگرها در رابطه (20-6) بايد چنان صورت گيرد كه لنگرهاي ستونها در جهت مخالف لنگرهاي تيرها قرار گيرند. رابطه (20-6) بايد در حالتهاي كه لنگرهاي خمشي تيرها در هر دو جهت، در صفحه قائم قاب، عمل نمايند، برقرار باشد.
20-5-4-2 چنانچه تعداد ستونهاي موجود در يك طبقه در يك قاب بيشتر از چهار عدد باشند، از هر چهار ستون يك ستون ميتواند رابطه (20-6) را ارضاء نكند .
20-5-2-4-3 ستونهاي قابهاي يك و دو طبقه و نيز ستونهاي طبقه آخر در قابهاي چند طبقه ميتوانند رابطه (20-6) را ارضاء نكنند. در اينصورت اين ستونها بايد ضابطه بند (20-5-2-4-4) را ارضاء كنند، اين ستونها مشمول ضابطه بند (20-5-2-4-5) نميشوند
20-5-2-4-4 چنانچه ستوني رابطه (20-6) را ارضاء نكند بايد در تمام طول داراي آرماتورگذاري عرضي ويژه مطابق ضوابط بندهاي (20-5-2-3-2) تا (20-5-2-3-6) باشد.
20-5-2-4-5 چنانچه ستوني ضابطه بند (20-5-2-4-1) را تامين نكند بايد از كمك آن به سخت جانبي و مقاومت سازه در مقابل بار جانبي زلزله صرفنظر شود. اين ستون در هر حال بايد ضوابط قسمت (20-5-6) را تامين نمايد.
20-5-3 ديوارهاي سازهاي ، ديافراگم ها و خرپاها
20-5-3-1 محدوديتهاي هندسي
20-5-3-1-1 در ديوارهاي سازهاي محدوديتهاي هندسي زير بايد رعايت شوند:
الف ـ ضخامت ديوا نبايد كمتر از 150 ميليمتر اختيار شود.
ب ـ در ديوارهايي كه در آنها اجزاءلبه مطابق بند (20-5-3-3 ) بكار گرفته ميشود، عرض جزء لبه نبايد كمتر از 300 ميليمتر در نظر گرفته شود.
20-5-3-1-2 در ديوارهاي سازهاي بايد حتيالامكان از ايجاد بازشوهاي با ابعاد بزرگ خودداري كرد. در مواردي كه ايجاد اين بازشوها اجتنابناپذير باشد بايد موقعيت هندسي آنها را طوري در نظر گرفت كه ديوار بتواند بصورت ديوارهاي هم بسته عمل نمايد. در غير اينصورت بايد با كمك آناليز دقيق يا آزمايشهاي مناسب اثر وجود بازشو در عملكرد ديوار بررسي شود.
20-5-3-1-3 در ديافراگمهايي كه بازشوهاي با ابعاد بزرگ در آنها وجود دارد شكل و موقعيت بازشو نبايد روي سختي جانبي ديافراگم اثر تعيين كننده داشته باشد. رفتار ديافراگمها در هر حالت با فرضهاي آناليز در ارتباط با درجه صلبيت آنها مطابقت داشته است.
20-5-3-1-4 در طراحي ديوارهاي با مقطع e و T عرض موثر بال، اندازهگيري شده از بر جان در هر سمت، كه در محاسبات بكار برده ميشود نبايد بيشتر از مقادير زير در نظر گرفته شود مگر آنكه با آناليز دقيقتر بتوان مقادير آنرا تعيين كرد.
الف : نصف فاصله بين جان ديوار تا جان ديوار مجاور
ب ـ ده درصد ارتفاع كل ديوار
20-5-3-2 آرماتور قائم و افقي
20-5-3-2-1 در ديوارهاي سازهاي نسبت آرماتور در هيچ يك از دو امتداد قائم و افقي نبايد كمتر از 25% باشد، مگر آنكه نيروي برشي نهايي موجود در مقطع ديوار از
20-5-3-2-2 نسبت آرماتور قائم در هيچ ناحيه از طول ديوار نبايد از چهار درصد بيشتر باشد
20-5-3-2-3 فاصله ميلگردها از يكديگر، محور تا محور، در هر دو امتداد قائم و افقي نبايد بيشتر از 350 ميليمتر اختيار شود. در اجزاء لبه فاصله ميلگردهاي قائم نبايد بيشتر از 200 ميليمتر در نظر گرفته شوند.
20-5-3-2-4 در ديوارهايي كه نيروي برشي نهايي در مقطع آنها از
20-5-3-2-5 در اعضاي خرپاها، دستكها، كلافها و اجزاء جمع كننده نيروها كه در آنها تنش فشاري بتن بيشتر از
20-5-3-2-6 كليه ميلگردهاي ممتد در ديوارهاي سازهاي ،ديافراگمها، خرپاها، دستكها ، كلافها و اعضاي جمع كننده نيروها بايد به عنوان ميلگردهاي كششي مطابق ضوابط بند (20-5-4-3) مهار يا وصله شوند.
20-5-3-3 اجزاي لبه در ديوارهاي سازهاي و در ديافراگمها
20-5-3-3-1 در لبهها و در اطراف بازشوها در ديوارهاي سازهاي و در ديافراگمها كه در آنها تنش فشاري بتن فشاري بتن در دورترين تار فشاري مقطع تحت اثر بارهاي نهايي، به انضمام اثر زلزله ، از
20-5-3-3-2 اجزاي لبه در ديوارها بايد در حالت حدي نهايي مقاومت براي مجموع بارهاي قائم وارده به ديوار شامل بارهاي اجزاي مرتبط با ديوار و وزن ديوار و نيروي محوري ناشي از لنگر واژگوني حاصل از نيروهاي جانبي زلزله طراحي شوند.
20-5-3-3-3 اجزاي لبه در ديافراگمها بايد در حالت حدي نهايي مقاومت براي مجموع نيروهاي محوري كه در صفحه ديافراگم عمل ميكنند و نيروي محوري ناشي از تقسيم لنگر خمشي موثر در مقطع ديافراگم به فاصله بين دو جزء لبههاي ديافراگم در آن مقطع ، طراحي شوند.
20-5-3-3-4 اجزاي لبه بايد در سراسر طول خود آرماتورگذاري عرضي ويژه مطابق ضوابط بندهاي (20-5-2-3-2) تا (20-5-2-3-6) بشوند.
20-5-3-3-5 در ديوارهايي كه داراي اجزاي لبه هستند آرماتورهاي افقي ديوار بايد در ناحيه محصور شده اجزاي لبه مهار شوند بطوريكه امكان بوجود آمدن تنش كششي در حد مقاومت تسليم در آنها ميسر گردد.
20-5-3-3-6 در ديوارهايي كه داراي اجزاي لبه نيستند آرماتورهاي افقي ديوار بايد به قلاب استاندارد ختم شوند و آرماتورهاي قائم لبههاي ديوار را در بر گيرند. در غير اينصورت آرماتورهاي قائم لبه ديوار بايد بوسيله ركابيهايي كه داراي قطر و فاصله مشابه آرماتور افقي هستند و به آنها وصله ميشوند. نگهداري شوند. در مواردي كه نيروي برشي نهايي در مقطع ديوار از
20-5-3-4 تيرهاي همبند در ديوارهاي هم بسته
20-5-3-4-1 تيرهاي همبند در ديوارهاي هم بسته كه در آنها نيروي برشي نهايي از
20-5-3-4-2 مقاومت برشي در تيرهاي همبند بايد كلاً بوسيله آرماتورهاي قطري كه بصورت ضربدري و متقارن در سراسر طول تير ادامه داشته و در ديوارهاي طرفين تير در طولي به اندازه يك و نيم برابر طول گيرايي ميلگردها مهار ميشوند . تامين گردد. سطح مقطع آرماتور قطري در هر يك از شاخههاي ضربدري از رابطه زير محاسبه ميشود:
(20-7)
در اين رابطه
20-5-3-4-3 آرماتورهاي قطري بايد بوسيله ميلگردهاي عرضي به صورت مارپيچ يا تنگ با قطر حداقل 8 ميليمتر و با فاصله از يكديگر حداكثر برابر با كوچكترين سه مقدار زير محصور شوند:
الف ـ 8 برابر قطر كوچكترين ميلگرد قطري
ب ـ 24 برابر قطر تنگها يا مارپيچ
پ ـ 125 ميليمتر
20-5-3-4-4 مقاومت خمشي تامين شده توسط آرماتورهاي قطري را ميتوان در محاسبه ظرفيت خمشي تير همبند منظور كرد.
20-5-3-5 درزهاي اجرايي
20-5-3-5-1 كليد درزهاي اجرايي در ديوارها و در ديافراگمها بايد ضوابط قسمت (9-8) را تامين كنند. سطح اين درزها بايد زبري گفته شده در بند (12-14-3-5) را دارا باشند. ضوابط طراحي درزهاي اجرايي براي برش در بند (12-17-3-3) گفته شدهاند.
20-5-4 اتصالات تير به ستون در قابها
20-5-4-1 ضوابط كلي طراحي
20-5-4-1-1 طراحي اتصالات تيرها به ستونها در قابها براي برش بايد بر اساس رابطه (12-1) صورت گيرد، مقادير
20-5-4-1-2 نيروي برشي نهايي موثر به اتصال
20-5-4-1-3 نيروي برشي مقاوم نهايي اتصال
الف ـ براي اتصالات محصور شده در چهار سمت
ب ـ براي اتصالات محصور شده در سه سمت و يا در دو سمت مقابل هم
پ ـ براي ساير اتصالات
يك اتصال زماني توسط تيري كه به يك وجه آن ميرسد محصور شده تلقي ميگردد كه تير حداقل سه چهارم سطح آن اتصال را پوشانده باشند .
20-5-4-2 آرماتوگذاري
20-5-4-2-1 در كليه اتصالات، بجز آنهايي كه در بند (20-5-4-2-2) گفته شدهاند، بايد آرماتورگذاري عرضي ويژه مطابق ضوابط بندهاي (20-5-2-3-2) تا (20-5-2-3-6) بكار برده شود.
20-5-4-2-2 در اتصالاتي كه در چهار سمت توسط تيرهاي محصور شدهاند و عرض تيرها كمتر از سه چهارم عرضي از ستون كه به ن متصل ميشوند نيستند. بايد در طولي به اندازه كوتاهترين ارتفاع تير در اتصال آرماتورگذاري عرضي ويژه مساوي با نصف آنچه در بند (20-5-4-2-1) گفته شد، بكار برده شود. فاصله آرماتورهاي عرضي در اين اتصالات را ميتوان تا 150 ميليمتر افزايش داد .
20-5-4-2-3 آرماتورهاي طولي تيرها كه به ستون ختم ميشوند بايد تا انتهاي ديگر هسته محصور شده ستون ادامه يابند و در صورت كششي بودن مطابق ضوابط بند (20-5-4-3) و در صورت فشاري بودن مطابق ضوابط فصل هيجدهم مهار شوند .
20-5-4-2-4 در تيرهايي كه آرماتور طولي آنها از داخل هسته محصور شده ستون عبور نميكنند، در صورتي كه اين آرماتورها توسط تير ديگري كه به اتصال ميرسد محصور نشده باشند، بايد در سراسر طول آرماتور طولي كه در خارج از هسته ستون قرار دارند آرماتورگذاري عرضي ويژه اجرا شود .
20-5-4-3 طول گيرايي ميلگردهاي كششي
20-5-4-3-1 طول گيرايي ميلگردهاي قلاب دار، كه خم آنها 90 درجه است بايد با استفاده از رابطه (18-2) و با منظور كردن مقاومت پيوستگي معادل بتن برابر با 2fbm رابطه (18-4) در نظر گرفته شود. طول گيرايي قلاب همچنين نبايد كمتر از مقادير: 8 برابر قطر ميلگرد و 150 ميليمتر اختيار گردد.
20-5-4-3-2 قلابها بايد در هسته محصور شده ستونها و يا در اجزاءلبه ديوارها مهار شوند.
20-5-4-3-3 طول گيرايي ميلگردهاي مستقيم در ميلگردهاي تحتاني، مطابق تعريف بند (18-2-2-1-الف) نبايد كمتر از 5/2 برابر طول گيرايي ميلگردهاي قلابدار و در ميلگردهاي فوقاني نبايد كمتر از 5/3 برابر طول گيرايي ميلگردهاي قلابدار منظور گردد.
20-5-4-3-4 ميلگردهاي مستقيمي كه بيك اتصال ختم ميشوند بايد از داخل هسته محصور شده ستون و يا جزء لبه ديوار عبور داده شوند. طول گيرايي براي آن قسمت از ميلگردهايي كه در خارج از هسته محصور شده قرار دارند بايد به اندازه 6/1 برابر افزايش داده شود.
20-5-5 ضوابط طراحي براي برش
20-5-5-1 اعضاي تحت خمش و تحت فشار و خمش در قابها
20-5-5-1-1 در اعضاي تحت خمش و تحت فشار و خمش در قابها ، كنترل حالت حدي نهايي مقاومت در برش بايد بر اساس رابطه (12-1) صورت گيرد. مقادير Vn و Vr در اين رابطه بايد بر طبق ضوابط بندهاي (20-5-5-1-2) تا (20-5-5-1-4) محاسبه شوند.
20-5-5-1-2 نيروي برشي نهايي، Vu در اعضاي خمشي بايد با در نظر گرفتن تعادل استاتيكي بارهاي قائم و لنگرهاي خمشي موجود در مقاطع انتهايي عضو با فرض آنكه در اين مقاطع مفصلهاي پلاستيكي تشكيل شدهاند، تعيين شود. ظرفيت خمشي مفصلهاي پلاستيكي، مثبت يا منفي ، بايد برابر با لنگر خمشي مقاوم ماكزيمم مقطع Mmax در نظر گرفته شود. جهتهاي اين لنگرهاي خمشي بايد چنان در نظر گرفته شوند كه نيروي برشي ايجاد شده در عضو بيشترين باشد .
20-5-5-1-3 نيروي برشي نهايي ، Vu در اعضاي تحت فشار و خمش بايد برابر با كمترين دو مقدار زير نظر گرفته شود ولي اين نيرو در هيچ حالت نبايد كمتر از مقدار نيروي برشي باشد كه از آناليز سازه زير اثر بارهاي نهايي ناشي از بارهاي قائم و نيروي جانبي زلزله بدست آمده است .
الف ـ نيروي برشي ايجاد شده در عضو زير اثر نيروهاي استاتيكي وارد به آن شامل بارهاي قائم، در صورت وجود، و لنگرهاي خمشي موجود در مقاطع انتهايي آن با فرض آنكه در اين مقاطع مفصلهاي پلاستيكي تشكيل شدهاند. ظرفيت خمشي مفصلهاي پلاستيكي، مثبت يا منفي بايد برابر با لنگر خمشي مقاوم ماكزيمم مقطع ، Mmax در نظر گرفته شود و در تعيين آن بايد 4/1 برابر نامساعدترين نيروي محوري نهايي موجود در عضو كه منتج به بيشترين لنگر خمشي ميشود، منظور گردد. جهتهاي اين لنگرهاي خمشي بايد چنان در نظر گرفته شوند كه نيروي برشي ايجاد شده در عضو بيشترين باشد.
ب ـ نيروي برشي ايجاد شده در عضو با فرض آنكه در تيرهاي متصل به دو انتهاي عضو، در مقاطع مجاور به اتصالها ، مفصلهاي پلاستيكي با مشخصات گفته شده در بند (20-5-5-1-2) تشكيل شده باشند. جهتهاي اين لنگرهاي خمشي بايد چنان در نظر گرفته شوند كه نيروي برشي ايجاد شده در عضو مورد نظر بيشترين باشد.
20-5-5-1-4 مقاومت برشي نهايي مقطع Vr بايد بر اساس رابطه (12-2) محاسبه شود. نيروي برشي مقاوم بتن در اين رابطه Vc در اعضايي از قاب كه در آنها نيروي برشي ناشي از زلزله بزرگتر از نصف نيروي برشي طرح Vu باشد و مقدار نيروي فشاري محوري در آنها كمتر از
20-5-5-1-5 خاموتهايي كه براي مقاومت در برابر برش بكار برده ميشوند، در قسمتهاي خاصي از عضو كه در بندهاي (20-5-1-3) و (20-5-2-3) و (20-5-4-2) مشخص شدهاند بايد از نوع تنگ ويژه باشند.
20-5-5-2 ديوارهاي سازهاي و ديافراگمها
20-5-5-2-1 در ديوارهاي سازهاي و در ديافراگمها ، كنترل حالت حدي نهايي مقاومت در برش بايد بر اساس رابطه زير صورت گيرد :
(20-8)
در اين رابطه
20-5-5-2-2 مقاومت برشي نهايي مقطع ،
(20-9)
در اين رابطه
الف ـ ديوارها و ديافراگمهايي كه در آنها نسبت
ب ـ در ديوارها و ديافراگمهايي كه در آنها نسبت
پ ـ در ديوارها و ديافراگمهايي كه در آنها نسبت
20-5-5-2-3 در تعيين مقاومت برشي نهايي مقطع در قطعات يك ديوار يا يك ديافراگم مقدار ضريب
20-5-5-2-4 ميلگردهاي برشي در ديوار يا ديافراگم بايد در صفحه ديوار يا ديافراگم در دو جهت عمود بر هم توزيع شوند بطوريكه در اين دو جهت مقاومت برشي ايجاد نمايند. در مواردي كه نسبت
20-5-5-2-5 مقاومت برشي نهايي مقطع ،
20-5-5-2-6 مقاومت برشي نهايي مقطع در قطعات افقي در ديوارها، نظير تيرهاي رابط در ديوارهاي هم بسته نبايد بيشتر از
پنجشنبه هفتم دی 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت چهاردهم
۱۴-طراحی شالوده های ساختمان:
با توجه به پلان در نظر گرفته شده در نقشه های اجرايی پروژه, محدوديتی از نظر وجود همسايه نمی باشد پس بدليل عدم وجود برون محوری در پی های گوشه و کناری, تمام شالوده ها بصورت منفرد در نظر گرفته شده اند. شالوده ها همانند ستونها تيپ بندی شده و شامل 4 تيپ شالودة گوشه, کناری در راستای قاب خمشی(x), کناری در راستای ديوار برشی(y) و شالوده های ميانی است.
برای ديوار برشی بعلت وجود نيروهای زياد يک شالودة نواری طراحی شده است.
مقاومت مجاز زمين برابر با 270 کيلونيوتن بر مترمربع و جنس زمين از نوع 2(شن و ماسة متراکم) می باشد. بعلت متراکم بودن زمين روی گيرداری دورانی ستون متکی بر شالودة منفرد حساب شده است, ولی بعلت مقادير بسيار ناچيز اين لنگرهای گيرداری که از آناليز ساختمان بدست آمده اند, از آنها صرفنظر شده است. ولی حتی با اين وجود پای ستون را نمی توان صددرصد گيردار فرض نمود مگر اينکه حجم شالوده نسبتاً بزرگ و شالوده متکی بر بستر سنگی باشد, که در اينجا چنين نيست.
برای تمامی شالوده های فوق مقدار پوشش بتن روی آرماتور برابر با 75 ميليمتر در نظر گرفته شده است. قبل از اجرای عمليات آرماتوربندی و قالب بندی شالوده, روی بستر خاکی تسطيح شده, يک لايه بتن مگر با عيار 150 کيلوگرم بر مترمکعب به ضخامت 100 ميليمتر بمنظور ايجاد سطح صاف برای پياده کردن محور ستونها و همچنين جلوگيری از تداخل خاک به بتن شالوده ريخته می شود.
شالوده های ساختمان را بقرار زير طراحی می کنيم:
ادامه مطلب
یکشنبه سوم دی 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت سیزدهم
13-طراحی ديوار برشی و ديوارهای بتن آرمة زيرزمين:
طراحی ديوار برشی
يکی از مطمئن ترين روشهای مقابله با نيروهای جانبی استفاده از ديوار برشی بتن مسلح است. ديوار برشی را با توجه به ملاحظات معماری در قسمتهای مختلف پلان يک ساختمان می توان قرار داد, ليکن بايد دقت کافی بعمل آيد که قرارگيری آن در پلان تا حد امکان متقارن باشد و مرکز ثقل هر طبقه در حوالی مرکز صلبيت ديوارهای برشی باشد, که در اين ساختمان نيز موقعيت ديوارهای برشی با توجه به موارد فوق انتخاب شده است. به طور کلی ديوارهای برشی تحت تلاشهای زير قرار دارند:
1-نيروی برشی متغير که مقدار آن در پايه حداکثر می باشد.
2-لنگر خمشی متغير که مقدار آن مجدداً در پای ديوار حداکثر است و ايجاد کشش در يک لبه(لبة نزديک به نيروها) و فشار در لبة متقابل می نمايد. با توجه به امکان عوض شدن جهت نيروی باد يا زلزله در ساختمان, کشش بايد در هر دو لبة ديوار در نظر گرفته شود.
3-نيروی محوری فشاری ناشی از وزن طبقات که روی ديوار برشی تکيه دارد.
پس ديوارهای برشی برای نيروهای فوق کنترل و در مقابل آنها مسلح می شوند. ديوارهای برشی استفاده شده در اين ساختمان, به ارتفاع 18.65 متر و عمق 5.65 متر و ضخامت 25 سانتيمتر می باشند که کاملاً مشابه هم هستند و فرض می شود که پای ديوار گيردار بوده و نيروهای افقی بر لبة آن وارد می شوند.(hw=18.65 m , lw=5.65 m , h=25 cm)
با استفاده از نتايج تحليل سازه, نيروهای نهايی ضريبدار تحت بحرانی ترين بارگذاری برای ديوار برشی بقرار زيرند:
Nu=7997.1 KN
Vu=2104.4 KN
محاسبة ظرفيت برشی حداکثر اجازه داده شده توسط آيين نامه
طبق آيين نامه, d برای محاسبات برش مساوی 0.8lw در نظر گرفته می شود.
d=0.8lw=0.8×5.65=4.52 m
Vrmax=Фc√fchd=0.6×5×250×4.52=3390 KN > Vu=2104.4 KN
بنابراين ضخامت h=250mm برای ديوار کافی می باشد.
محاسبة مقاومت برشی بتن
چون نيروی برشی مقاوم نهايی Vc برای کليه مقاطعی که در فاصله ای کمتر از 2.825 متر(يعنی حداقل مقدار lw/2 و hw/2 ) از پاية ديوار قرار دارند, برابر با مقاومت برشی مقطع در آن فاصله در نظر گرفته می شود, پس:
Mu=2104.4×(18.65-2.825)=33302.3 KN.m
بعلت وجود نيروی محوری نسبتاً بالا:
ملاحظه می شود که Vu>0.5Vc پس احتياج به ميلگردهای حداقل و يا محاسباتی داريم. و چون Vu>Vc , بايد ميلگردهای برشی افقی Ah و قائم An در ديوار تعبيه گردد.
محاسبة ميلگردهای برشی(تنگ)
در نتيجه s2 مساوی 300 ميليمتر انتخاب می شود و,
(سطح دو ساق)Ah=1.134×300=340.2 mm2
پس از ميلگرد آجدار نمرة 16 استفاده می شود:
Ah=2×201=402 mm2 > 340.2 mm2
که در دو سفره ميلگرد قرار داده می شوند.
محاسبة ρh (برای عرض يک متر)
(محاسباتی)ρh=340.2/(300×2500)=0.00454 > 0.0025
يعنی نسبت سطح مقطع ميلگرد برشی افقی به سطح مقطع بتنی کل, نبايد کمتر از 0.0025 باشد.
محاسبة ميلگردهای قائم
ملاحظه می شود که مقدار فوق از 0.0025 کمتر است, پس مقدار آن برابر با 0.0025 در نظر گرفته می شود.پس استفاده می شود از:
Ф10 at 250 à ρn=An/s1h=157/(250×250)=0.00251
که ميلگردهای فوق در دو سفره توزيع می شوند.
محاسبة ميلگردهای خمشی
Mu=2104.4×18.65=39247.2 KN.m
بعلت قابل ملاحظه بودن مقدار نيروی محوری Nu , سطح مقطع ديوار را بصورت مستطيلی به ابعاد 250×5650 ميليمتر در نظر گرفته و سطح مقطع آرماتور خمی با استفاده از نمودارهای اندرکنش ستونها تعيين می شوند:
بعلت ملايم بودن شرايط: d=d'=25 mm
در هر طرف استفاده می شود از:
29Ф32 , Ast=2×29×804=46646.4 mm2
ρ=46646.4/250/5650=3.3%
که بين مقادير 0.8% و 8% قرار دارد و قابل قبول است. اين آرماتورها بصورت يکنواخت در مقطع توزيع می شوند.
کنترل ظرفيت محوری ديوار
Nrmax=0.8[0.85ФcfcAg+Ast(Фsfy-0.85Фcfc)]
=0.8×[0.85×0.6×25×250×5650+46646.4×(0.85×400-0.85×0.6×25)]×10-3
=26619.5 KN > 7997.1 KN
جزئيات آرماتورگذاری ديوار برشی در نقشه های اجرايی پروژه آورده شده است.
طراحی ديوارهای بتن آرمة زيرزمين
اين ديوارها, ديوار حايل بوده که از آنها به منظور پايداری در مقابل فشار جانبی خاک استفاده می گردد. عامل پايداری و مقاومت اين نوع ديوارها در مقابل فشارهای جانبی, مقاومت خمشی ديوار و وزن خاکی است که در روی پاشنة ديوار قرار می گيرد. فرض می شود که با تعبية زهکش هايی, از ايجاد فشار آب حفره ای در پشت ديوار جلوگيری می شود.
بعلت شن و ماسه ای بودن خاک و زاوية اصطکاک داخلی بالای اين نوع خاک, نفوذپذيری و زهکشی بخوبی انجام يافته و فشار جانبی خاک پشت ديوار بشدت کاهش می يابد.
وزن مخصوص خاکريز 1920 کيلوگرم بر مترمکعب با زاوية اصطکاک داخلی 35 درجه در نظر گرفته می شود. با استفاده از جداول مربوطه, ضريب اصطکاک بين بتن و خاک پشت آن برابر با 0.4 می باشد. فشار مجاز خاک 270 کيلونيوتن بر مترمربع می باشد.
چون خاک درجاست و اجازة حرکت ندارد:
K=K0=1-sin(Ф)=0.43
تعيين ارتفاع ديوار
ارتفاع کف پی=1.2 m à h=2.95+1.2=4.15 m
تعيين ضخامت پايه
ضخامت پايه=60 cm
تعيين طول پايه
اگر ارتفاع سربار را h=2.35m در نظر بگيريم:
سربار=2.35×1.92=4.512 ton/m2
با توجه به شکل بعدی,
فشار افقی يکنواخت ناشی از سربار = 0.43×4.512=1.94 ton/m2
فشار حداکثر خاک = 4.33 ton/m2
(در وسط ارتفاع ديوار) P1=1.94×4.15=8.051 ton/m
(در ثلث ارتفاع ديوار) P2=0.5×4.33×4.15=8.98 ton/m
W=1.92×(4.15+2.35)x=2.48x
(تعادل لنگرها)W(x/2)=2.075P1+1.383P2 à x=2.161 m
برای اينکه مصالح دانه ای به کشش نيافتند,
طول پايه = 1.5×2.161=3.6 m
محاسبة ضريب اطمينان در برابر واژگونی
|
شرح |
نيرو |
مقدار(ton/m) |
بازوی نيرو(m) |
لنگر(ton.m/m) |
|
وزن خاک+سربار |
W1 |
(3.6+2.35)×2.1×1.92=23.99 |
1.05 |
25.19 |
|
اضافه وزن ناحية مثلثی ديوار |
W2 |
0.5×(0.3×3.6)×(2.4-1.92)=0.26 |
2 |
0.52 |
|
وزن پايه |
W3 |
3.6×0.6×2.4=5.2 |
1.8 |
9.36 |
|
وزن ناحية مستطيلی ديوار |
W4 |
0.3×3.6×2.4=2.6 |
2.25 |
5.85 |
|
|
کل |
32.05 |
|
40.91 |
با توجه به شکل قبل,
فاصلة نقطة اثر برآيند=40.91/32.05=1.276 m
لنگر مقاوم=32.26×(3.6-1.276)=74.97 ton.m/m
لنگر واژگونی=2.075+1.3833=29.128 ton/m
ضريب اطمينان واژگونی=74.97/29.128=2.574 > 2
يا 0.85×74.97 > 1.383×29.124 O.K.
محاسبة فشار وارد بر شالوده
R=32.05 ton/m
A=1×3.6=3.6 m2/m
S=1×3.62/6=2.16 m3/m
محاسبة ضريب اطمينان در برابر لغزش
چون جسم در آستانة لغزش است,K=(1-sinФ)/(1+sinФ)=0.27
نيروی محرک=P1+P2=17.031 ton/m
نيروی مقاوم اصطکاکی=μR=0.4×32.05=12.82 ton/m
SF=12.82/17/031=0.753<1.5
ملاحظه می شود که عدد مذکور مناسب نبوده, پس يک پاشنه برای ديوار در نظر می گيريم,
ارتفاع زبانه 120 سانتيمتر در نظر گرفته می شود, سطح جلويی زبانه 15 سانتيمتر جلوتر از سطح پشتی ديوار قرار داده می شود. با توجه به شکل زير داريم:
Pp=0.5Kp(h22- h12)γ , Kp=1/Ka=1/0.27=3.7
Pp=0.5×3.7×(1.82-0.62)×1.92=10.23 ton/m
μR= μ1R1+ μ2R2
μR=0.7×(9.372+14.615)/2×1.65+0.4×(9.372+3.19)/2×1.95=18.75 ton
نيروی مقاوم=10.32+18.75=29.07 ton/m
SF=29.07/17.031=1.71 > 1.5 O.K.
طراحی پاية ديوار
با توجه به شکل فوق,
qu=(2.35×1.92+3.6×1.92+0.6×2.4)×1.25=16.08 ton/m2
مقطع A :
Vu=16.08×1.8-0.9×(3.19+8.89)/2×1.8=19.16 ton/m
Mu=(16.08-0.9×3.19)×1.82/2-0.9×(8.89-3.19)× 1.82/6=18.63 ton.m/m
d=60-(5+1.5)=53.5 cm
Vc=0.2×0.6×5×1000×535×10-3=321 KN/m > 319 KN/m
محاسبة ميلگرد خمشی,
Mu=186.3 KN.m/m à As=1051 mm2/m
min(As)=max(1.33×1051,1.4/400×1000×535)=1872.5 mm2/m
پس انتخاب می شود
Ф22 at 200 = 1900 mm2/m à طول مهاری=30×22=660 mm
مقطع B:
Vu=(14.615+10.8)/2×1.2×1.25=19.06 ton/m
Mu=(10.8×1.22/2+3.815×1.22/3)×1.25=120 KN.m/m à As=670 mm2/m
As(min)=1872.5 mm2/m
پس انتخاب می شود
Ф22 at 200 = 1900 mm2/m à طول مهاری=30×22=660 mm
طراحی تيغه
مقادير d, Vu و Mu در 0, 0.5H و H تعيين می گردند و در هر قسمت فولادهای کششی طراحی می شوند,
|
As(mm2/m) |
Mu (ton.m) |
Vc(ton) |
Vu(ton) |
d |
t |
x |
نقطه |
|
0 |
0 |
14.1 |
0 |
23.5 |
30 |
0 |
0 |
|
1348 |
3.95 |
23.1 |
4.83 |
38.5 |
45 |
1.8 |
0.5H |
|
1872.5 |
19.0 |
32.1 |
12.34 |
53.5 |
60 |
3.6 |
H |
پس بترتيب برای 0.5H و H, انتخاب می شود,
Ф14 at 110 = 1399 mm2/m
,
Ф14 at 80 = 1924 mm2/m
که در سطح مجاور خاک قرار می گيرند.
ميلگردهای حرارتی:
ميلگردهای افقی تيغه,
ضخامت متوسط تيغه=45 cm à As(min)=1125 mm2/m
: در سطح بيرونی ديوارФ10 at 100 = 785 mm2/m
: در سطح مجاور خاکФ10 at 200 = 363 mm2/m
ميلگردهای حرارتی قائم تيغه که درست در جلوی ديوار قرار می گيرند,
As=1125 mm2/m à Ф12 at 100 = 1131 mm2/m
ميلگردهای حرارتی طولی پايه:
برای اطمينان در مهار ميلگردهای خمشی در بالا و پايين پنجه همة آنها را در کل پايه ادامه می دهيم.
Ф14 at 80 = 1924 mm2/m
که در واحد عرض پايه(در طول ديوار) قرار می گيرند.
بدين ترتيب ديوارهای حايل زيرزمين طراحی شدند, جزئيات فولادگذاری اين ديوارها در نقشه های اجرايی پروژه آورده شده است.
شنبه دوم دی 1385
پروژ0 سازه های بتن آرمه قسمت دوازدهم
12-طراحی پله ها:
اجزای پله بتن مسلح شامل قسمتهای زير است:
1- دال شمشيری راه پله
2- پاخور(s)
3- پيشانی(a)
ضخامت متوسط جان پله را می توان از رابطة زير محاسبه کرد:
در اين ساختمان دارای دو تيپ پله هستيم اين پله ها از نوع دو خم بوده, که يکی پله های طبقة همکف با بالاروی 3.9 متر و بار زندة 3.5 کيلونيوتن بر مترمربع و ديگری پله های طبقات زيرزمين و ديگر طبقات با بالاروی 2.95 متر و بار زندة 3.5 کيلونيوتن بر مترمربع که هر يک را طراحی می کنيم:
(روی پله ها 5 سانتيمتر نازک کاری فرض می شود.)
طراحی پله های طبقة همکف:
ارتفاع بالاروی پله : h=3.9 m
ارتفاع بالاروی هر شمشيری پله : h/2=1.95 m
با فرض ارتفاع پيشانی : a=19.5 cm
تعداد پله در هر شمشيری : n=h/2a=10
با توجه به اينکه عرض چشمة پله برابر با 510 سانتيمتر است,
10×s+2×L=510
با فرض پاخور : s=29 cm
عرض پاگرد : L=110 cm
با فرض فاصلة 20 سانتيمتر بين دو شمشيری راه پله, عرض هر شمشيری برابر با 2.45 متر می باشد.(b=2.45)
شيب راه پله : tan α = ارتفاع بالاروی/(تعداد پله×طول پاخور)=1.95×100/29/10=0.6724 à cos α = 0.83
با فرض ضخامت 20 سانتيمتر برای دال شمشيری(t) داريم:
وزن شمشيری : 2.45×0.281×24=16.517 KN/m
وزن پاگرد : 2.45×0.2×24=11.76 KN/m
50 ميليمتر نازک کاری : 2.45×0.05×22=2.695 KN/m
بار مردة کل شمشيری در امتداد شيب : 16.517+2.695=19.212 KN/m
بار مردة کل شمشيری در امتداد افق : 19.212/cos α =24.558 KN/m
بار مردة پاگرد : 11.76+2.695=14.455 KN/m
بار زنده : 2.45×3.5=8.575 KN/m
شمشيری qu=1.25×24.558+1.5×8.575=43.56 KN/m
پاگرد qu=1.25×14.455+1.5×8.575=30.931 KN/m
در اثر بارگذاری فوق برشها و لنگرهای زير وارد می شوند:
Vmax=0.5×(30.931×5.1+12.629×2.9)=97.2 KN
Vc=0.2Фc√fcbd=0.2×0.6×5×195×2450×10-3=286.65 KN > 97.2 O.K.
Mmax=97.2×2.55-30.931×2.552/2-12.629×1.452/2=134.02 KN.m
As=(134.02×106)/(0.85×400×0.85×195)=2378.1 mm2
12Ф16 , As=12×201.06=2412.7 mm2
بنابراين در پله های طبقة همکف از 12Ф16 برای فولاد گذاری پله استفاده می شود.
طراحی پله های طبقات زيرزمين و طبقات ديگر:
ارتفاع بالاروی پله : h=2.95 m
ارتفاع بالاروی هر شمشيری پله : h/2=1.475 m
با فرض ارتفاع پيشانی : a=16.39 cm
تعداد پله در هر شمشيری : n=h/2a=9
با توجه به اينکه عرض چشمة پله برابر با 510 سانتيمتر است,
9×s+2×L=510
با فرض پاخور : s=29 cm
عرض پاگرد : L=124.5 cm
با فرض فاصلة 20 سانتيمتر بين دو شمشيری راه پله, عرض هر شمشيری برابر با 2.45 متر می باشد.(b=2.45)
شيب راه پله : tan α = ارتفاع بالاروی/(تعداد پله×طول پاخور)=1.475×100/29/9=0.565 à cos α = 0.87
با فرض ضخامت 20 سانتيمتر برای دال شمشيری(t) داريم:
وزن شمشيری : 2.45×0.271×24=15.955 KN/m
وزن پاگرد : 2.45×0.2×24=11.76 KN/m
50 ميليمتر نازک کاری : 2.45×0.05×22=2.695 KN/m
بار مردة کل شمشيری در امتداد شيب : 15.955+2.695=18.650 KN/m
بار مردة کل شمشيری در امتداد افق : 15.955/cos α =22.084 KN/m
بار مردة پاگرد : 11.76+2.695=14.455 KN/m
بار زنده : 2.45×3.5=8.575 KN/m
شمشيری qu=1.25×22.084+1.5×8.575=40.467 KN/m
پاگرد qu=1.25×14.455+1.5×8.575=30.931 KN/m
در اثر بارگذاری فوق برشها و لنگرهای زير وارد می شوند:
Vmax=0.5×(30.931×5.1+9.536×2.61)=91.3 KN
Vc=0.2Фc√fcbd=0.2×0.6×5×163.9×2450×10-3=240.933 KN > 91.3 O.K.
Mmax=91.3×2.55-30.931×2.552/2-9.536×1.3052/2=124.13 KN.m
As=(124.13×106)/(0.85×400×0.85×163.9)=2620.6 mm2
14Ф16 , As=14×201.06=2814.87 mm2
بنابراين در پله های طبقات از 14Ф16 برای فولاد گذاری پله استفاده می شود.
آرماتورگذاری پله ها در طبقات و همکف در نقشه های اجرايی پروژه آورده شده است.
خلاصة بارگذاری پله ها در جداول صفحات بعد مشخص شده است.

