چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت دهم
بنظور تسهيل در امر طراحی و ساخت و آرماتورگذاری تيرها, فولادگذاری تيرها برای 4 تيپ در هر طبقه طراحی شده است. با توجه شکل صفحة بعدی, اين تيپ ها عبارتند از: تيپ 1 تيرهای محور 1 و 4 هستند و تيپ 2 تيرهای محور 2 و 3 ,تيپ 3 تيرهای محورهای A و H و تيپ 4 تيرهای محورهای B, C, D ,E, F, G هستند. با استفاده از منحنيهای پوش تيرها مقادير نهايی حداکثر برش, لنگر پيچشی,لنگر مثبت وسط دهانه و لنگر منفی تکيه گاهی برای هر يک از تيپ های فوق بدست آمده است و طراحی براساس آنها صورت گرفته است.
طراحی بر مبنای حالت حدی نهايی براساس آيين نامة بتن ايران انجام گرفته است. همانطور که در ادامه ملاحظه خواهد شد بعلت ابعاد بزرگ تير, در هيچ مقطعی نيازی به آرماتور فشاری نخواهد بود مگر برای تحمل لنگر پيچشی وارد بر مقطع. ولی در هر مقطع 2Ф12 آرماتور فشاری غيرمحاسباتی بمنظور کاهش تغييرشکلهای بلند مدت و ايجاد تکيه گاهی برای خاموتها استفاده شده است.
اغلب تيرهای بتن مسلح در مناطقی که نيروی برشی زياد می باشد, توسط خاموتهای قائم U شکل يا ميلگردهای طولی مايل(اوتگا) يا ترکيبی از هر دو مسلح می شوند. آرماتورهای برشی نه تنها مقاومت برشی را از طريق انتقال مستقيم نيروی برشی افزايش می بخشند, بلکه با بهبود عمل قفل و بست بين دانه ای و عمل شاخه ای فولادهای طولی اصل, باعث ازدياد مقاومت برشی می شوند. بعلاوه اين گونه ميلگردها سبب يکپارچگی ناحية فشاری بتن و همچنين بهبود شکل پذيری تير بوسيلة جلوگيری از گسترش ترکهای قطری می گردند. در نتيجه از خرابيهای ناگهانی جلوگيری کرده و ايجاد آگاهی قبل از خرابی می نمايند. طبق آئين نامة بتن ايران, کلية مقاطعی که در فاصله ای کمتر از d از بر داخلی تکيه گاه قرار دارند, می توان برای تلاش برشی Vu که در مقطعی بفصلة d وجود دارد, طراحی کرد. درطراحی خاموتها برای جذب نيروی برشی از خاموتهای قائم استفاده شده و از ميلگردهای مايل بعنوان يک عامل اطمينان استفاده شده است.
در هر تير فاصلة اولين خاموت از لبة تکيه گاه برابر با 50 ميليمتر است, و تا 1 متر از بر تکيه گاه(بدون در نظر گرفتن خاموت اول) بمنظور رعايت ضوابط شکل پذيری بالا در تيرها از 8 خاموت(خاموت ويژه) به فاصلة 115 ميليمتر , و در بقية طول تير خاموت بفاصلة 230 ميليمتر استفاده شده است. و حداقل قطر تمامی اين خاموتهای ويژه 8 ميليمتر است.
برای رعايت ضوابط شکل پذيری بالا از آرماتورهای طولی بقطر حداقل 12 ميليمتر استفاده شده است و در تمام طول آنها از تنگ استفاده شده است. همچنين در نقاط قطع ميلگردها خاموتهای اضافی بقطر 10 ميليمتر بفاصلة 115 ميليمتر در طول 345 ميليمتری نقاط قطع بکار برده می شود.
بمنطور ايجاد فضای لازم بين ميلگردها برای عبور بتن و جلوگيری از ايجاد حفرات هوا در زير آنها, حداقل فاصلة بين ميلگردها برابر با 148 ميليمتر می باشد و در ميلگردهای چند لايه, فاصلة آزاد بين لايه ها 30 ميليمتر اختيار شده است و ميلگردهای لاية فوقانی درست روی ميلگردهای لاية تحتانی قرار گرفته اند.
در مواردی که تلاش پيچش قابل ملاحظه ای بر مقطع اثر می کند, از خاموتها پيچشی به همراه خاموتهای برشی استفاده شده است. بمنظور مقابله با اين پيچش آرماتورها طولی که بطور يکنواخت حول محيط مقطع توزيع شده اند, علاوه بر ميلگردهای خمشی در نظر گرفته می شوند.
بعنوان مثال برای طراحی تيرهای تيپ 2 واقع در طبقة همکف داريم:
اين تيپ شامل 14 تير است که در امتداد محورهای 2 و 3 قرار گرفته اند. برای طراحی گامهای زير را انجام می دهيم,
گام اول:تعيين تلاشهای نهايی حداکثر:
با توجه به منحنيهای پوش تيرها داريم
(لنگر مثبت وسط دهانه)MU+=95.567 KN.m
(لنگر منفی تکيه گاهی)M U- =-166.086 KN.m
(نيروی برشی نهايی در تکيه گاه)VU=199.25 KN
(لنگر پيچشی نهايی در تکيه گاه)TU=0.976 KN.m
گام دوم:طراحی آرماتورهای طولی خمشی وسط دهانه:
محاسبة ظرفيت خمشی مقطع
با توجه به ملايم بودن شرايط, مقدار 40 ميليمتر بعنوان پوشش در نظر می گيريم که در نتيجه d=500-40=460mm خواهد بود.
ملاحظه می شود که Mr>Mu پس به فولاد فشاری نياز نمی باشد. پس فولاد کششی را طراحی می کنيم.
کنترل درصد فولاد حداقل و حداکثر
ملاحظه می شود که مقدار درصد فولاد قابل قبول بوده و As=640.8 mm2 بعنوان ميلگرد طولی مثبت در نظر گرفته می شود.
گام سوم:طراحی برشی و پيچشی:
مقادير VU و TU در مقاطع بحرانی که همان بفاصلة d=460mm از بر ستون يا برستون برای تيرهای کناری محاسبه می شوند. چون مقدار نيروی محوری در تيرها خيلی ناچيز است مقدار آن برابر صفر فرض شده و از اثر کاهشی آن بر مقاومت برشی بتن صرفنظر شده است.بنابراين داريم:
چون VU>Vc , پس احتياج به آرماتور برشی محاسباتی خواهيم داشت,
Vs=Vu-Vc=199.25-110.4=88.85 KN
ملاحظه می شود که Vs<4Vc=441.6 KN است, پس ابعاد مقطع کفايت می کند. با داشتن Vs می توان سطح مقطع خاموتهای قائم را از رابطة زير محاسبه کرد:
(توجه شود که تنگها از نوع فولاد آجدار با fy=300 MPa هستند.)
با توجه به اينکه Vs<0.4Фc√fcbwd=220.8KN می باشد, smax=min(600,d/2)=min(600,230)=230mm
کنترل فولاد برشی حداقل
ملاحظه می شود که فولاد برشی محاسباتی از مقدار حداقل آن بيشتر است.
چون TU<0.25Tcr , پس طراحی برای پيچش ضرورتی ندارد. در نتيجه مقدار خاموت لازم با فرض s=200mm برابر خواهد بود با:
يعنی می بايست از خاموت Ф10 بفواصل 200 ميليمتر در مقاطع بحرانی اين تير استفاده کرد.
گام چهارم:تعيين فولاد طولی نهايي وسط دهانه:
بدليل عدم نياز به آرماتور طولی برای مقابله با پيچش, استفاده از 2×Ф22 بعنوان ميلگرد کششی در سفرة تحتانی تير پيشنهاد می شود.
2×Ф22As=760.3mm2 > 640.8mm2
گام پنجم:طراحی آرماتورهای منفی تکيه گاهی:
بعلت برعکس شدن جهت لنگر روی تکيه گاه, در اين قسمت تار فوقانی به کشش می افتد و بايد توسط آرماتورهای سفرة فوقانی تقويت شود,
محاسبة ظرفيت خمشی مقطع
با توجه به ملايم بودن شرايط, مقدار 40 ميليمتر بعنوان پوشش در نظر می گيريم که در نتيجه d=500-40=460mm خواهد بود.
ملاحظه می شود که Mr>Mu پس به فولاد فشاری نياز نمی باشد. پس فولاد کششی را طراحی می کنيم.
کنترل درصد فولاد حداقل و حداکثر
ملاحظه می شود که مقدار درصد فولاد قابل قبول بوده و As=1159.3 mm2 بعنوان ميلگرد طولی مثبت در نظر گرفته می شود. بدين ترتيب می توان از 4×Ф20 در سفرة فوقانی روی تکيه گاه استفاده کرد.
4×Ф20As=1256.6mm2 > 1159.3mm2
بدين ترتيب طراحی نهايی فولادهای طولی تيرها و مقادير خاموتها در مقاطع بحرانی در جداول صفحات بعدی آورده شده است. برای محاسبة نقاط قطع فولادها از روش ساده شده استفاده شده است که در نقشه ها اجرائی پروژه آورده شده است.
طراحی با ETABS2000 :
در مرحلة بعدی بمنظور کنترل اين محاسبة دستی, از نرم افزار ETABS برای طراحی تيرها استفاده شده است. برای طراحی اين سازه از آيين نامة ACI 318-99 و روش طراحی ويژه(Sway Special) استفاده شده است و پس از طراحی و کنترل سازه(Design/Check) ميلگردهای طولی(Longitudinal Reinforcing) مورد نياز و همچنين مقدار خاموت گذاری(Shear Reinforcing) با واحد mm2/mm محاسبه شده است.
مقدار آرماتور و خاموت طراحی شده توسط ETABS در ادامه آورده شده است. بعنوان مثال برای کنترل تيپ 2 طبقة همکف که قبلاً بصورت تشريحی محاسبه شد, ملاحظه می شود که مقدار آرماتور مثبت برابر با 1183.9 mm2 و آرماتور منفی برابر 646.8 mm2 توسط نرم افزار طراحی شده است که نزديک به مقادير طراحی شدة دستی هستند.(دستی:1159.3 و 640.8) و بقية موارد نيز صحت طراحی دستی را تاييد می کنند.
(توجه شود که واحدها در نتايج طراحی کامپيوتری KN , mm می باشند.)
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت نهم
9-ترسيم پوش نهايی با استفاده از پوش های بدست آمده از رديفهای 5 و 8 برای تيرها و جدولبندی ترکيبات مختلف لنگر, نيروی محوری و برش در ستونها در طبقات مختلف.
پس از تحليل و رسم پوش مربوطه در مراحل 5 و 8 , در اين مرحله ترکيب بار ENVELOPT که شامل 18 نوع ترکيب بار زير است:
1.0D
1.25D+1.5L
D+1.2L+1.2EPX
D+1.2L+1.2EPY
D+1.2L+1.2ENX
D+1.2L+1.2ENY
D+1.2L -1.2EPX
D+1.2L -1.2EPY
D+1.2L -1.2ENX
D+1.2L -1.2ENY
0.85D+1.2EPX
0.85D+1.2EPY
0.85D+1.2ENX
0.85D+1.2ENY
0.85D -1.2EPX
0.85D -1.2EPY
0.85D -1.2ENX
0.85D -1.2ENY
معرفی شده است و پوش نهايی برای تيرهای قابهای مختلف رسم شده است.
جدول ترکيبات مختلف لنگر, نيروی محوری و برش نيز بدليل وجود تقارن در پلان ساختمان فقط برای ترکيبات زير در ستونهای مختلف طبقات آورده شده است.(توجه شود که واحد اين جداول kgf و kgf.m است.)
1.25D+1.5L (=DLLL)
D+1.2L+1.2EPX (=LAT1)
D+1.2L+1.2EPY (=LAT2)
0.85D+1.2EPX (=LAT9)
0.85D+1.2EPY (=LAT10)
یکشنبه بیست و ششم آذر 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت هشتم
8-آناليز قابها تحت تاثير ترکيبات مختلف بار قائم بعلاوة بار جانبی و ترسيم پوش مربوطه.
در مورد بارگذاری جانبی با توجه به اينکه ساختمان مورد نظر منظم می باشد, طبق بند 2-3-1 آيين نامة 2800 از روش استاتيکی معادل می توان برای برآورد نيروهای زلزله مؤثر بر آن استفاده کرد. حال با توجه به اينکه برنامة ETABS برآورد و توزيع نيروی زلزله بين طبقات با اين روش را بطور خودکار انجام می دهد لذا کافيست ضرايب زلزله در دو جهت محاسبه و به برنامه داده شوند.
طبق بند 2-4-11 آيين نامة 2800 در نظر گرفتن پيچش نيز در هنگام اعمال نيروی زلزله الزامی است. از آنجا که در پروژه حاضر مدلسازی سه بعدی انجام شده خروج از مرکزيت مرکز سختی و مرکز جرم بطور خودکار توسط برنامه در نظر گرفته می شود ولی اثر پيچش تصادفی را بايد مدنظر قرار دهيم. خوشبختانه برنامة ETABS قابليت ويژه ای برای در نظر گرفتن پيچش تصادفی دارد. در هنگام معرفی حالات بار زلزله می توان مقدار خروج از مرکزيت تصادفی را برای هر حالت بار زلزله معرفی کرد. از آنجا که برای هر حالت بار زلزله خروج از مرکزيت تصادفی در دو جهت متفاوت ممکنست اتفاق بيافتد لذا هر حالت بار زلزله به دو حالت بار مستقل تبديل خواهد شد و در مجموع چهار حالت مستقل بارگذاری زلزله خواهيم داشت. که عبارتند از:
EPX : برای حالت بار زلزله در جهت X با خروج از مرکزيت در جهت مثبت Y
ENX : برای حالت بار زلزله در جهت X با خروج از مرکزيت در جهت منفی Y
EPY : برای حالت بار زلزله در جهت Y با خروج از مرکزيت در جهت مثبت X
ENY : برای حالت بار زلزله در جهت Y با خروج از مرکزيت در جهت منفی X
کلاً 16 نوع ترکيب مختلف بار برای بار قائم بعلاوة بار جانبی در نظر گرفته شده است که عبارتند از:
D+1.2L+1.2EPX
D+1.2L+1.2EPY
D+1.2L+1.2ENX
D+1.2L+1.2ENY
D+1.2L -1.2EPX
D+1.2L -1.2EPY
D+1.2L -1.2ENX
D+1.2L -1.2ENY
0.85D+1.2EPX
0.85D+1.2EPY
0.85D+1.2ENX
0.85D+1.2ENY
0.85D -1.2EPX
0.85D -1.2EPY
0.85D -1.2ENX
0.85D -1.2ENY
ساختمان حاضر برای هر 16 نوع ترکيب فوق تحليل شده است. ترکيب بار ENVELOPH که در بر گيرندة همه ترکيبات فوق است برای ترسيم پوش منحنی لنگر خمشی و نيروی برشی معرفی شده است.
شنبه بیست و پنجم آذر 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت هفتم
7-تعيين مقدار نيروی طراحی جانبی به قاب ساختمانی و ديوار برشی در طبقات مختلف:
چون تحليل اين سازه بصورت سه بعدی توسط نرم افزار Etabs 2000 انجام می شود, نيازی به توزيع دستی نيروی طراحی جانبی بين اعضاء باربر جانبی نيست. با توجه به اينکه ساختمان مورد نظر منظم می باشد, طبق بند 3-2-1 آيين نامة 2800 از روش استاتيکی معادل می توان برای برآورد نيروهای زلزله مؤثر بر آن استفاده کرد. با توجه به اينکه برنامة Etabs برآورد و توزيع نيروی زلزله را بين طبقات بطور خودکار انجام می دهد لذا کافيست ضرايب زلزله در دو جهت محاسبه شوند.
جمعه بیست و چهارم آذر 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت ششم
6-محاسبة ماکزيمم نيروی مشخصه جانبی در اثر باد يا زلزله:
طبق آئين نامه 519, برای تعيين اثر ناشی از باد بايد فرض شود که باد بصورت افقی و در هر يک از امتدادها به ساختمان اثر می نمايد. کافی است اثر باد در دو جهت عمود برهم, ترجيحاً در امتداد محورهای اصلی ساختمان, و بطور غير هم زمان بررسی شود. در طراحی اعضای سازه اثر ناشی از بار باد يا بار زلزله جمع نمی شوند. کليه اعضای سازه بايد برای اثر هر يک از اين دو که بيشتر باشد, طراحی شوند.
الف)محاسبة نيروی ناشی از باد:
برای محاسبه بار باد وزش باد را در دو جهت ديوار برشی و قاب خمشی در نظر می گيريم.
برای وزش باد در جهت ديوار برشی داريم:
برای ارتفاع تا 10 متر, q=75 kg/m2 می باشد:
فشار باد برای سطح رو به باد=0.8q=60 kg/m2 => سطح بادگير=10×35.7=357 m2
نيروی باد برای سطح رو به باد=357×60=21.420 ton
فشار باد برای سطح موازی باد=-0.45q=-33.75 kg/m2=>سطح بادگير=10×15.1=151 m2
نيروی باد برای سطح موازی باد=151×-33.75=-5.097 ton
فشار باد برای سطح پشت به باد=-0.45q=-33.75 kg/m2=>سطح بادگير=10×35.7=357 m2
نيروی باد برای سطح پشت به باد=357×-33.75=-12.049 ton
برای ارتفاع بيشتر از 10 متر, q=100 kg/m2 می باشد:
فشار باد برای سطح رو به باد=0.8q=80 kg/m2 => سطح بادگير=5.7×35.7=203.49 m2
نيروی باد برای سطح رو به باد=203.49×80=16.279 ton
فشار باد برای سطح موازی باد=-0.45q=-45 kg/m2=>سطح بادگير=5.7×15.1=86.07 m2
نيروی باد برای سطح موازی باد=86.07×-45=-3.873 ton
فشار باد برای سطح پشت به باد=-0.45q=-45 kg/m2=>سطح بادگير=5.7×35.7=203.49 m2
نيروی باد برای سطح پشت به باد=203.49×-45=-9.157 ton
فشار باد برای بام=-0.6q=-60 kg/m2 => سطح بادگير=35.7×15.1=539.07 m2
نيروی باد برای بام=539.07×-60=-32.344 ton
برای وزش باد در جهت قاب خمشی داريم:
برای ارتفاع تا 10 متر, q=75 kg/m2 می باشد:
فشار باد برای سطح رو به باد=0.8q=60 kg/m2 => سطح بادگير=10×15.1=151 m2
نيروی باد برای سطح رو به باد=151×60=9.060 ton
فشار باد برای سطح موازی باد=-0.45q=-33.75 kg/m2=>سطح بادگير=10×35.7=357 m2
نيروی باد برای سطح موازی باد=357×-33.75=-12.049 ton
فشار باد برای سطح پشت به باد=-0.45q=-33.75 kg/m2=>سطح بادگير=10×15.1=151 m2
نيروی باد برای سطح پشت به باد=151×-33.75=-5.096 ton
برای ارتفاع بيشتر از 10 متر, q=100 kg/m2 می باشد:
فشار باد برای سطح رو به باد=0.8q=80 kg/m2 => سطح بادگير=5.7×15.1=86.07 m2
نيروی باد برای سطح رو به باد=86.07×80=6.886 ton
فشار باد برای سطح موازی باد=-0.45q=-45 kg/m2=>سطح بادگير=5.7×35.7=203.49 m2
نيروی باد برای سطح موازی باد=203.49×-45=-9.157 ton
فشار باد برای سطح پشت به باد=-0.45q=-45 kg/m2=>سطح بادگير=5.7×15.1=86.07 m2
نيروی باد برای سطح پشت به باد=86.07×-45=-3.873 ton
فشار باد برای بام=-0.6q=-60 kg/m2 => سطح بادگير=35.7×15.1=539.07 m2
نيروی باد برای بام=539.07×-60=-32.344 ton
چون نيروی وارده بر سطوح رو به باد و پشت به باد را می توان با هم جمع کرد, پس طبق محاسبات فوق حداکثر نيروی وارده ناشی از باد برابر با 905/58 تن می باشد.
ب)محاسبة نيروی ناشی از زلزله:
بار زلزله از رابطة V=CW محاسبه می شود,که در آن C ضريب زلزله می باشد و W مجموع بار مردة کل ساختمان بعلاوة 20% بار زنده می باشد, که اين محاسبات در جدول صفحة بعدی ذکر شده است. با توجه به محاسبات آن جدول داريم:
WD=بار مردة کل ساختمان=35916.04 KN
WL=بار زندة کل ساختمان=8872.22 KN
W=WD+20%WL=35916.04+0.2×8872.22=37690.5 KN
برای زلزلة وارده در جهت ديوار برشی:
با فرض اينکه ساختمان مورد نظر در تهران واقع است,
شتاب مبنای طرح=A=0.35g
ضريب اهميت ساختمان(مسکونی)=I=1.0
ضريب رفتار ساختمان(ديوار برشی ويژه+قاب خمشی ويژه)=R=11
برای زمين نوع 2=T0=0.5 s
زمان تناوب اصلی ساختمان=T=0.05H3/4=0.05×(15.7)3/4=0.394 s
ضريب بازتاب ساختمان=B=2.5(T0/T)2/3=2.5×(0.5/0.394)2/3=2.93<2.5 => B=2.5
C=ABI/R=0.35×2.5×1.0/11=0.0795
پس در جهت ديوار برشی:V=CW=0.0795×37690.5=2998.1 KN
برای زلزلة وارده در جهت قاب خمشی :
با فرض اينکه ساختمان مورد نظر در تهران واقع است,
شتاب مبنای طرح=A=0.35g
ضريب اهميت ساختمان(مسکونی)=I=1.0
ضريب رفتار ساختمان(قاب خمشی ويژه)=R=10
برای زمين نوع 2=T0=0.5 s
زمان تناوب اصلی ساختمان=T=0.07H3/4=0.07×(15.7)3/4=0.552 s
ضريب بازتاب ساختمان=B=2.5(T0/T)2/3=2.5×(0.5/0.552)2/3=2.34<2.5=> B=2.34
C=ABI/R=0.35×2.34×1.0/10=0.0819
پس در جهت قاب خمشی:V=CW=0.0819×37690.5=3087.0 KN
ملاحظه می شود که حداکثر نيروی ناشی از زلزله برابر 308.7 تن می باشد که از نيروی ناشی از باد بيشتر است, پس ساختمان برای نيروی جانبی زلزله طراحی و محاسبه می شود.
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت پنجم
5-آناليز قابها در اثر ترکيب بارهای قائم طراحی(1.0D, 1.25D+1.5L), ترسيم پوش منحنی لنگر خمشی و نيروی برشی تيرها, تعيين لنگرهای ماکزيمم دو سر ستونها با بارهای قائم مربوطه و تعيين بارهای قائم ماکزيمم در ستونها و لنگرهای مربوطه.
امروزه در اکثر دفاتر مهندسی برای تحليل و طراحی سازه ها, از برنامه های کامپيوتری استفاده می گردد در اين ميان ساختن يک مدل هندسی ايده آل از سازه مرحلة مهمی از يک تحليل کامپيوتری است و درجة دقت نتايج حاصل, بستگی کامل به وقتی که دارد که در تهية مدل هندسی بکار گرفته می شود. بهمين منظور برای تحليل اين ساختمان از نرم افزار بسيار پيشرفتة ETABS 2000, Ver 7.10 استفاده شده است. اين نرم افزار بطور خاص برای تحليل و طراحی ساختمانها تهيه شده است. با استفاده از اين نرم افزار مدلسازی ساختمانها بسيار راحت و سريع انجام می شود. برنامة ETABS تمام اجزای ساختمان را می شناسد و عناصر ساختمان را با نام تير, ستون, بادبند, کف سازه ای و ديوار برشی شناسايی می کند. اکثر ضوابط مربوط به طراحی ساختمانها به وسيلة اين نرم افزار رعايت می شوند. مهمترين قابليت های برنامة ETABS عبارتند از:
· مدلسازی سريع ساختمانهای منظم و غيرمنظم
· تحليل استاتيکی, ديناميکی طيف پاسخ و ديناميکی تاريخچة زمانی
· تحليل غيرخطی استاتيکی(Pushover)
· طراحی سازه های فولادی و بتنی با رعايت کامل ضوابط طراحی قابهای ويژه
· طراحی ديوارهای برشی به صورت دو بعدی و سه بعدی
· طراحی تيرهای مرکب با در نظر گرفتن پارامترهای وزن و قيمت
برنامة ETABS دارای قابليت های ويژه ای برای مدلسازی ساختمان می باشد. در اين برنامه بارهای ثقلی بطور خودکار از کف ها به تيرها انتقال می يابند. جرم و مرکز جرم طبقات ساختمان به طور خودکار محاسبه می شود. نيروی زلزله به طور خودکار بين طبقات توزيع می شود.
بنابراين با وجود برنامة ETABS که دارای قابليت های قابل توجهی در مدلسازی ساختمانها می باشد استفاده از برنامة SAP2000 برای مدلسازی ساختمانها به هيچ وجه توصيه نمی شود. علاوه بر قابليتهای ويژه در مدلسازی ساختمانها, برنامة ETABS دارای ارتباط دو طرفه با نرم افزار تحليل و طراحی دالها و پی ها,SAFE می باشد. بدون صرف وقت اضافی, برنامة ETABS به طور خودکار عکس العملهای تکيه گاهی را به نرم افزار SAFE منتقل می کند و صرفه جويی قابل توجهی در وقت مهندس طراح انجام می شود. همچنين برنامة ETABS توانايی ساخت فايل ورودی برنامة SAP2000 را نيز دارا می باشد.
برای تحليل اين ساختمان با ETABS2000 از قاب خمشی ويژه با شکل پذيری بالا استفاده شده است. از جملة نکات ديگری که در اين تحليل مدنظر قرار می گيرد اعمال ضرايب کاهش سختی تيرها و ستونها بعلت ترک خوردگی می باشد. طبق آيين نامة UBC97 در سازه های بتنی در نظر گرفتن اين ضرايب کاهش برای ممان اينرسی تيرها و ستونها الزامی می باشد.(در سازه هايی که بر روی آنها تحليل P-∆ انجام می شود, در نظر گرفتن اين ضرايب کاهش می تواند مؤثر باشد.) ولی در آيين نامة بتن ايران(آبا) تحليل بر اساس مقاطع ناخالص را نيز مناسب می داند. ولی بهتر است همواره اثرات ترک خوردگی در نظر گرفته شوند, پس طبق بندهای 10-13-4-1 و 10-11-1 آيين نامة ACI318-95 در صورت انجام تحليل P-∆ بايد ممان اينرسی تيرها در ضريب 0.35 و ممان اينرسی ستونها در ضريب 0.7 ضرب شود.
همانطور که ذکر شد بارهای ثقلی بصورت بار گستردة واحد سطح بر روی دالها اعمال می شوند و برنامه بطور خودکار بارها را بصورت دوطرفه بين تيرها تقسيم می کند. برای اينکه عمليات تقسيم بار انجام شود و بار عناصر سطحی به تيرها منتقل شود, بايد دالها سختی صرفاً غشايی داشته باشند.
از آنجا که سِيستم دال بتنی در برنامه مدلسازی می شود و وزن و جرم آن توسط برنامه بطور خودکار برآورد می شود لذا نبايد وزن قسمت بتنی سقف در برآورد بار مرده در نظر گرفته شود.
واحد انتخاب شده در اين آناليز Kgf-m می باشد.
روی بام ساختمان يک طبقه خرپشته به اتفاع 2.5 متر نيز در نظر گرفته شده است. در سمتی که راه پله در نيم طبقه قرار می گيرد تيرهای قاب به تراز نيم طبقه منتقل شده اند.
هر قاب خمشی متشکل از تير و ستون می باشد که در نقاط گره بهم متصل می باشند. در مدل هندسی, تيرها و ستونها که در حالت واقعی دارای ابعاد هستند, با يک خط جايگزين می شوند که اين خط همان ميانتار اعضا می باشد. در گره ها(محل تقاطع تيرها و ستونها), ابعاد اعضاء بينهايت می گردد و اين موضوع بايد به نحو مناسبی در مدل وارد گردد که به آن ناحية صلب گويند. اغلب برنامه ها دستور خاصی برای منظور نمودن ناحية صلب در مدل دارند. در غير اينصورت لازم است در انتهای نواحی صلب گره معرفی گردد که احتمالاً کار پردردسری خواهد بود. يکی از مزايای معرفی ناحية صلب اين است که نيروهای داخلی طراحی در انتهای اين ناحيه معرفی می گردند که معادل نيروهای طراحی در بر ستون و تير هستند و مستقيماً قابل استفاده برای طراحی هستند. معرفی نواحی صلب باعث افزايش صلبيت جانبی قاب می گردد.
در سازه های بتنی اختصاص نواحی صلب انتهايی با توجه به بزرگ بودن نسبی ابعاد مقاطع ضروری می باشد. ETABS بطور خودکار اين نواحی صلب انتهايی را محاسبه و اثر می دهد ولی ضريب کاهشی در طول اين ناحيه اعمال نمی کند. در حاليکه تحقيقات نشان داده بهتر است که طول اين ناحيه 50% کاهش يابد.(Frame End Offsets)
در مدلسازی عناصر دال سقف در صورت عدم اختصاص ديافراگم صلب به دالها مشکلی ايجاد نمی شود و حتی تحليل دقيقتر است, ولی با توجه به اينکه طبق آيين نامة 2800 می توان دالها را صلب فرض کرد برای کاهش حجم معادلات و افزايش سرعت تحليل به دالهای سقف ديافراگم صلب اختصاص می دهيم.
در اين قسمت دو نوع ترکيب بار 1.0D و 1.25D+1.5L با نامهای بترتيب DL و DLLL معرفی شده است که تحليل سازه برای اين دو ترکيب انجام شده است. ترکيب بار ENVELOPV نيز که شامل ترکيبات فوق است برای رسم منحنيهای پوش لنگرخمشی و نيروی برشی معرفی شده است.
پوشها برای هر قاب رسم شده که تيپ قابها در صفحات بعدی نشان داده شده است. تيپ ستونها و طبقات نيز مشخص شده است.(برای هر طبقه, ستونهای C1,C29,C32,C4 ستونهای گوشه و ستونهای C2,C3,C31,C30,C8,C12,C16,C20,C24,C28,C25,C21,C17,C13,C9,C5 ستونهای کناری بوده و بقيه ستونهای وسط می باشند و همچنين طبقة تيپ ST-NEW بعنوان طبقة خرپشته است.)
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت چهارم
الف)محاسبة بار شاهتيرها:
در محاسبة وزن تير, فقط وزن آن قسمت از تير که از زير دال کف برجسته است, به حساب می آيد چون وزن ناحية مسترک در دال منظور شده است.
(h×b)×24=0.4×(0.5-0.15)×24=3.36 KN/m
ولی وزن شاهتير توسط خود نرم افزار تحليل با توجه به وزن واحد حجم بتن منظور می شود و نيازی به در نظر گرفتن آن نيست.
ب)محاسبة بار ديوار پيرامونی:
وزن ديوار پيرامونی به صورت نيرو در واحد طول محاسبه شده و به صورت يکنواخت بر تير پيرامونی ساختمان اعمال می شود. در محاسبة وزن ديوار پيرامونی, وزن واحد سطح محاسبه شده برای آن در مرحلة اول در ارتفاع خالص ضرب می شود که در اين ميان اثر بازشوها نيز منظور می شود.
وزن ديوار پيرامونی در طبقة همکف در جهت ديوار برشی
(3.9-0.5)×3.15=10.71 KN/m
وزن ديوار پيرامونی در طبقة همکف در جهت عمود بر ديوار برشی
(3.9-0.5)×1.89=6.43 KN/m
وزن ديوار پيرامونی در طبقات و در جهت ديوار برشی
(2.95-0.5)×3.15=7.72 KN/m
وزن ديوار پيرامونی در طبقات و در جهت عمود بر ديوار برشی
(2.95-0.5)×1.89=4.63 KN/m
ج)محاسبة بار ديوار داخلی دور راه پله:
وزن ديوار داخلی در طبقة همکف در جهت ديوار برشی(تيپ 10)
(وجود بازشو برای ورودی طبقات)
(3.9-0.5)×2.31×(1-0.4)=4.71 KN/m
وزن ديوار داخلی در طبقة همکف در جهت عمود بر ديوار برشی(تيپ 14)
(وجود 100% بازشو در طبقة همکف برای ورود به ساختمان)
(3.9-0.5)×2.31×(1-1)=0 KN/m
وزن ديوار داخلی در طبقة همکف در جهت عمود بر ديوار برشی(تيپ13)
(تير پاگرد تراز نيم طبقه)
(3.9/2+2.95/2-.5)×2.31=6.76 KN/m
وزن ديوار داخلی در طبقات در جهت ديوار برشی(تيپ 10)
(وجود بازشو برای ورودی طبقات)
(2.95-0.5)×2.31×(1-0.4)=3.40 KN/m
وزن ديوار داخلی در طبقات در جهت عمود بر ديوار برشی(تيپ 14)
(2.95-0.5)×2.31=5.66 KN/m
وزن ديوار داخلی در طبقات در جهت عمود بر ديوار برشی(تيپ 13)
(تير پاگرد تراز نيم طبقه)
(2.95-0.5)×2.31=5.66 KN/m
وزن ديوار داخلی در بام در جهت ديوار برشی(تيپ 10)
(2.5-0.5)×2.31=4.62 KN/m
وزن ديوار داخلی در بام در جهت عمود بر ديوار برشی(تيپ 14)
(وجود بازشو جهت خروج به بام)
(2.5-0.5)×2.31×(1-0.4)=2.77 KN/m
وزن ديوار داخلی در بام در جهت عمود بر ديوار برشی(تيپ 13)
(تير پاگرد تراز نيم طبقه)
(2.95/2+2.5-0.5)×2.31=8.03 KN/m
د)وزن ديوار دورچينی بام:
با فرض ارتفاع 1.2 متر برای ارتفاع جان پناه بام داريم:
1.2×3.1=3.72 KN/m
ه)بار ناشی از پله ها:
تيرهای اطراف راه پله علاوه بر ديوارپيرامونی راه پله بار مرده و زندة پله ها را نيز تحمل می کنند. پله ها بصورت دوخم تعريف شده اند. عرض پله ها برابر 2.45 متر و در طبقه همکف به تعداد 10 پله در هر خم و ارتفاع پيشانی 19.5 سانتيمتر و پاخوری 29 سانتيمتر و طول پاگرد 110 سانتيمتر و در بقية طبقات به تعداد 9 پله در هر خم و ارتفاع پيشانی 16.39 سانتيمتر و پاخوری 29 سانتيمتر و طول پاگرد 124.5 سانتيمتر ساخته شده اند. که محاسبات بارهای زنده و مردة آنها در جداول صفحات بعدی آورده شده است. و همچنين در سمتی که راه پله در تراز نيم طبقه قرار می گيرد تيرهای قاب به تراز نيم طبقه منتقل شده اند و بعنوان تير تيپ 13 در پلان تيپ بندی هر طبقه معرفی شده است. که اين تير علاوه بر وزن پاگرد و شمشيری مربوطه وزن دو نيم ديوار داخلی راه پله در بالا و پايين کف موردنظر را نيز تحمل می کند.
و)بار ناشی از کف:
چون برای تحليل ساختمان مورد نظر از نرم افزار Etabs 2000 استفاده شده است, و اين نرم افزار بارهای زنده و مردة ساختمان که بصورت سطحی برروی اين عناصر اعمال می شوند را بصورت دوطرفه بروش تقسيم بار ذوزنقه ای به تيرهای کناری انتقال می دهد, پس نيازی به محاسبة بار ناشی از کف بر تيرها نمی باشد. و فقط بار خطی ناشی از موارد قبل را بر تيرها اعمال می کنيم.
تيپ بندی تيرها و شکل پله ها در اشکال صفحات بعدی آورده شده است.
بعنوان مثال برای محاسبة بار وارد(بغير از بار کف سازی) بر تير تيپ 1 واقع در همکف داريم:
وزن ديوار محيطی روی تير تيپ 1=6.43 KN/m
بار مردة واحد طول =6.43=6.43 KN/m
بار زندة واحد طول روی تير=0 KN/m
بدين ترتيب بار واحد طول برای شاهتير تيپ 1 حاصل می شود. بهمين ترتيب بار قائم وارد بر تيرهای ديگر محاسبه شده است که خلاصة محاسبات و نتايج آن در جداول صفحة بعد آورده شده است.
و توضيح اينکه تيرهای خرپشته از يک تيپ می باشند و فقط بار ناشی از وزن خود تير و دال خرپشته بعلاوة بار زنده را تحمل می کنند.
سه شنبه بیست و یکم آذر 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت سوم
3- ارزيابی ارتفاع تيرها و ابعاد ستونها:
الف ) تعيين ابعاد شاهتيرها:
چون نوع قابهای موجود در دو جهت خمشی ويژه است و وظيفة حمل نيروهای جانبی را دارد, که در اين مورد ارتفاع تير 1/10 تا 1/12 دهانه قابل توصيه است. و عرض تير نيز حدود 1/2 تا 3/4 ارتفاع آن می باشد. بنابراين داريم:
h=(1/10-1/12)×lmax=(1/10-1/12)×520=52~43.33 cm
بنابراين ارتفاع 50 سانتيمتر برای شاهتيرها انتخاب می شود.
b=(1/2-3/4)×h=27.5~41.25 cm
و عرض 40 سانتيمتر نيز برای تيرها انتخاب می شود.
پس ابعاد تيرها در هر دو جهت برابر 40×50 سانتيمتر انتخاب می شود.
ب ) تعيين ابعاد ستونها:
ابعاد اوليه ستونهاي مربعي بتن مسلح از رابطه زير محاسبه ميشود :
=بعد مقطع ستون
A : سطح بارگير ستون كه براي چشمه هاي مختلف متفاوت ميباشد.
N : تعداد طبقات (تعداد سقفهاي روي ستون مورد نظر)
با بالا رفتن در طبقات عدد N كاهش مييابد كه باعث كاهش ابعاد ستونها ميگردد. ولي كاهش ابعاد ستونها در هر طبقه هم از نظر مقدار ناچيز است و هم از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نخواهد بود زيرا هزينه هاي زيادي از نظر تعويض قالبها و نيز سختي اجرا خواهيم داشت. از طرف ديگر ادامه دادن ابعاد ستونها با ابعاد اوليه (ابعاد بدست آمده براي طبقه اول) مناسب نيز ميباشد، لذا براي حالت بهينه در طبقه سوم يك تغيير ابعاد انجام ميدهيم.
-ابعاد ستونها :
|
طبقات 5 و4 و3 |
طبقات 1 و 2 و زيرزمين |
|
|
35 cm |
40 cm |
ستونهاي گوشه |
|
40 cm |
45 cm |
ستونهاي كناري |
|
45 cm |
55 cm |
ستونهاي وسط |
دوشنبه بیستم آذر 1385
سازه های بتن آرمه قسمت دوم
2-طراحی نهايی دالها:
دال مورد استفاده در اين ساختمان در چهار لبة خود متکی بر ديوار يا تيرهای قوی می باشد. همة دالها دارای شرايط زيرند:
1- در چهار طرف روی تيرها يا ديوارهايی تکيه دارند.
2-
رابطة زير در مورد تيرهای زيرسری صادق است:
که در رابطة فوق:
bw=عرض جان تير که برابر با 40 سانتيمتر است.
hb=ارتفاع کل تير که برابر با 50 سانتيمتر است.
ln=دهانه آزاد که حداکثر مقدار آن در بزرگترين چشمه برابر با 520-40=480 cm است.
hs=ضخامت دال که برابر با 15 سانتيمتر است.
3- نسبت طول آزاد دالها به عرض آزاد آنها, کوچکتر يا مساوی 2 می باشد.
4- بارهای وارد بر دالها, همه بارهای قائم بوده و بصورت يکنواخت پخش شده اند.
بنابراين تمام اين دالها شرايط آئين نامه بتن ايران را برای دالهای دوطرفة متکی در لبه ها ارضاء می کنند. در هر طبقة اين ساختمان 7 نوع دال داريم که اينها در نقشة تيپ بندی دالها رسم و نشان داده شده اند. دال تيپ 8 مربوط به دال سقف خرپشته است و مثل دال بام بارگذاری می شود.
برای طراحی اين دالها از روش ضرايب جدولی استفاده می شود. بعنوان مثال برای دال تيپ 2 واقع در طبقة سوم داريم:
ضخامت اولية دال:
ضخامت اولية دال طبق مرحلة قبل برابر با 15 سانتيمتر انتخاب می شود.
محاسبة بار نهايی وارد بر دال:
طبق بارهای حاصله در مرحلة قبل بار مردة اين طبقه برابر با 7.41 KN/m2 و بار زندة آن برابر با 2 KN/m2 می باشد. در نتيجه:
wu=1.25wD+1.5wL=1.25×7.41+1.5×2=12.2625 KN/m2
تعيين لنگرهای طراحی:
طول دهانة کوتاه برابر با 5.0 متر و طول دهانة بلند برابر با 5.2 متر می باشد و در نتيجه m برابربا 0.96 خواهد شد و ضرايب لنگر و برش براساس اين m درون يابی می شوند.
لنگر منفی در لبة ممتد دال
(در امتداد دهانة کوتاه)M-=0.037×12.2625×5.02=11.343 KN.m/m
(در امتداد دهانة بلند)M-=0.057×12.2625×5.22=18.90 KN.m/m
لنگر مثبت
در امتداد دهانة کوتاه:
(بار مرده)M+=0.0216×9.2625×5.02=5.00 KN.m/m
(بار زنده)M+=0.0304×3×5.02=2.28 KN.m/m
کل M+=7.28 KN.m/m
در امتداد دهانة بلند:
(بار مرده)M+=0.0214×9.2625×5.22=5.36 KN.m/m
(بار زنده)M+=0.0276×3×5.22=2.24 KN.m/m
کل M+=7.60 KN.m/m
لنگر منفی در لبة غيرممتد
(در امتداد دهانة بلند)M-=3/4×7.60=5.7 KN.m/m
چون چشمة مذکور در امتداد دهانة کوتاه خود لبة غيرممتد ندارد, مقدار لنگر غيرممتد در امتداد آن دهانه برابر با صفر فرض می شود.
حال ظرفيت خمشی حداکثر ضخامت 150 ميليمتر را تعيين می کنيم.
چون شرايط محيط ملايم است, مقدار پوشش بتن برای دالها برابر 25 ميليمتر در نظر گرفته می شود.
d=h-cover=150-25=125 mm
b=1000 mm
Asmax=ρmaxbd=0.0203×1000×125=2537.5 mm2
Mr=As(Фsfy)(d-0.5a)=2537.5×0.85×400×(125-0.5×67.7)=78.765 KN.m/m
ملاحظه می شود که لنگر فوق از تمام لنگرهای موجود بزرگتر می باشد, در نتيجه احتياج به هيچ گونه فولاد فشاری نداريم.
تعيين فولاد حداقل:
فولاد حداقل=0.0018bh=0.0018×1000×150=270 mm2/m
محاسبة فولاد گذاری:
برای تعيين سطح مقطع فولاد ها از رابطة زير استفاده شده است:
که Mu حداکثر لنگری می باشد که برای فولاد طراحی می شود.
در نتيجه داريم:
سطح مقطع فولادهای دهانة کوتاه(d=125 mm)
(لبة ممتد)M-=11.343 -> As=274.95 mm2/m (Ф10at280 , As=280.5 mm2/m)
M+=7.280 -> As=174.54 mm2/m
چون مقدار فوق از فولاد حداقل(Asmin=270 mm2/m) کمتر است, پس برابر با فولاد حداقل در نظر گرفته می شود,
As=270 mm2/m (Ф10at290 , As=270.8 mm2/m)
(لبة غيرممتد)M-=0 -> As=Asmin=270 mm2/m (Ф10at290 , As=270.8 mm2/m)
سطح مقطع فولادهای دهانة بلند(d=115 mm)
(لبة ممتد)M-=18.90 -> As=514.00 mm2/m (Ф10at150 , As=523.6 mm2/m)
M+=7.600 -> As=198.96 mm2/m
چون مقدار فوق از فولاد حداقل(Asmin=270 mm2/m) کمتر است, پس برابر با فولاد حداقل در نظر گرفته می شود,
As=270 mm2/m (Ф10at 290 , As=270.8 mm2/m)
(لبة غيرممتد)M-=0 -> As=Asmin=270 mm2/m (Ф10at 290 , As=270.8 mm2/m)
فولادهای نوارهای لبه ای
در هر امتداد لنگر متوسط در نوار لبه ای مساوی ⅔ لنگر نوار ميانی است. بنابراين کافی است در نوار لبه ای, فاصلة ميلگردهای بدست آمده برای نوار ميانی در 1.5 ضرب شود. البته فاصلة حداکثر ميلگردها نبايد از h=3×150=450 mm يا 350 ميليمتر تجاوز نمايد. پس داريم:
لبة ممتد در امتداد دهانة کوتاه=(Ф10at350)
وسط دهانه در امتداد دهانةکوتاه= (Ф10at350)
لبة غيرممتد در امتداد دهانة کوتاه=(Ф10at350)
لبة ممتد در امتداد دهانة بلند=(Ф10at220)
وسط دهانه در امتداد دهانة بلند= (Ф10at350)
لبة غيرممتد در امتداد دهانة بلند=(Ф10at350)
انتخاب نقاط قطع ميلگردها:
نقاط قطع ميلگردهای دال در هر جهت در نقشه های پروژه ترسيم شده است.
کنترل برش:
بار کل نهايی دال=WU=5.0×5.2×12.2625=318.83 KN
شدت بار گستردة يکنواخت روی تير بلند=0.63/2×1/5.2×318.83=19.31 KN/m
شدت بار گستردة يکنواخت روی تير کوتاه=0.37/2×1/5.0×318.83=11.80 KN/m
و
مقاومت برشی مقطع=Vc=0.2Фc√fcbd=0.2×0.6×5×1000×125×10-3=75 KN/m
ملاحظه می شود که مقاومت برشی مقطع از برشها موجود بيشتر است و مقطع دال در برابر نيروهای برشی مقاوم است.
همچنين با توجه به ضرايب برش, 63% از بارها در امتداد دهانة کوتاه و 37% بقيه در امتداد دهانة بلند حمل می شوند.
محاسبة تغييرشکل دال:
محاسبات مربوط به تغييرشکل تحت بارهای بدون ضريب صورت می گيرد. با توجه به اينکه لنگرها بر اساس بارهای نهايی(بارهای بدون ضريب) محاسبه شده اند, لازم است بر ضريب بار تقسيم گردند, تا لنگر ناشی از بارهای خدمت بدست آيند.
Mbl=1/1.5×2.24=1.493 KN.m/m
Mbd=1/1.25×5.26=4.288 KN.m/m
Ec=5000√25=25000 N/mm2
Ig=1000×1503/12=281250000 mm4
EcIg= 7.03125E+12
∆l=3/32×1.493×106×52002/ 7.03125E+12=0.54 mm
∆d=1/16×4.288×106×52002/ 7.03125E+12=1.03 mm
چون ρ' برابر صفر است و با فرض محاسبة حداکثر نشست در بيش از 5 سال, تابع زمان ζ برابر با 2 خواهد شد, پس تغييرشکل کل ناشی از بار مرده برابر خواهد بود با:
کل ∆d=(1+λ)∆d=3.09 mm
∆T=∆l+∆d=3.63 mm
مقدار خيز مجاز برابر با 360/1 طول دهانة کوتاه است, که برابر با 14 ميليمتر می باشد, که از خيز محاسبه شده کمتر است, پس از نظر خيز دال قابل قبول است.
بدين ترتيب دال تيپ 2 واقع در طبقة سوم طراحی شد. طراحی بقية دالها نيز در جداول صفحة بعدی آورده شده است.
یکشنبه نوزدهم آذر 1385
پروژه سازه های بتن آرمه قسمت اول
1-ترسيم مقاطع سه تيپ کف و تعيين بار مرده و سربار کف ها با برآورد تقريبی ضخامت دالها با فرض اينکه از نوع دال با ضخامت يکنواخت باشند.
مقاطع تيپ های کف(پارکينگ, مسکونی و بام) در نقشه های پيوست ترسيم شده است.
الف ) تعيين ضخامت دال :
سيستم دال اين ساختمان دو طرفه ميباشد كه بر اساس روابط موجود براي دالهاي دوطرفه ، براي حدس اوليه ابعاد داريم :
h = 1/160 (محيط)
ضخامت دال در بزرگترين چشمه :
h = 1/160 ( 2 * (5.1+5.2) ) = 12.875 ~ 13 cm
بنابراين با فرض يکنواخت بودن ضخامت دال, مقدار 15 سانتی متر بعنوان ضخامت دال پيشنهاد می شود.
ب)محاسبه بار کف ها:
- دال بتني بام و خرپشته
براي پوشش كف در بام و سقف خرپشته از آسفالت استفاده شده است.
|
وزن واحد سطح kg/m2 |
تعداد |
وزن واحد حجم kg/m3 |
ضخامت به متر m |
|
|
110 |
1 |
2200 |
0.05 |
آسفالت |
|
15 |
- |
- |
- |
قير گوني در دو لابه |
|
160 |
1 |
1600 |
0.1 |
پوكه براي شيب بندي |
|
360 |
1 |
2400 |
0.15 |
دال بتني |
|
32 |
1 |
1600 |
0.02 |
گچ و خاك |
|
13 |
1 |
1300 |
0.01 |
سفيد كاري |
جمع : 690 kg/m2
-دال بتني در طبقات :
|
وزن واحد سطح kg/m2 |
تعداد |
وزن واحد حجم kg/m3 |
ضخامت به متر m |
|
|
110 |
1 |
2200 |
0.05 |
موزاييك و ملات |
|
80 |
1 |
1600 |
0.05 |
پوكه |
|
360 |
1 |
2400 |
0.15 |
دال بتني |
|
32 |
1 |
1600 |
0.02 |
گچ و خاك |
|
13 |
1 |
1300 |
0.01 |
سفيد كاري |
جمع : 595 kg/m2
مقدار 5 سانتيمتر پوكه براي ايجاد فضاي مناسب جهت انتقال و جاسازي تجهيزات در نظر گرقته شده است.
-دال بتني طبقه همکف :
|
وزن واحد سطح kg/m2 |
تعداد |
وزن واحد حجم kg/m3 |
ضخامت به متر m |
|
|
42 |
1 |
2100 |
0.02 |
ملات ماسه سيمان |
|
91 |
1 |
1300 |
0.07 |
پوكه |
|
360 |
1 |
2400 |
0.15 |
دال بتني مسلح |
|
21 |
1 |
2100 |
0.01 |
پوشش کنيتکس |
جمع : 514 kg/m2
ج)محاسبه بار سطحی ديوارها:
الف)ديوارهای داخلی(تيغه ها):
براي ديوار داخلي , از دو لايه نازك كاري ( گچ و خاك , سفيد كاري ) استفاده شده است. (جزئيات مطابق ديتيلها)
|
وزن واحد سطح |
تعداد |
وزن واحد حجم |
ضخامت به متر |
|
|
85 |
1 |
850 |
0.100 |
آجر مجوف |
|
48 |
2 |
1600 |
0.015 |
گچ و خاك |
|
13 |
2 |
1300 |
0.005 |
سفيد كاري |
جمع : 146 kg/m2
وزن اين تيغه ها بصورت گسترده همراه با بارهای زنده به حساب می آيد.
ب ) ديوار پيراموني :
|
وزن واحد سطح kg/m2 |
تعداد |
وزن واحد حجم kg/m3 |
ضخامت به متر m |
|
|
170 |
1 |
850 |
0.20 |
آجر مجوف و ملات |
|
56 |
1 |
2800 |
0.02 |
سنگ گرانيت |
|
44 |
1 |
2200 |
0.02 |
ملات پشت سنگ |
|
32 |
1 |
1600 |
0.02 |
گچ و خاك |
|
13 |
1 |
1300 |
0.01 |
سفيد كاري |
جمع : 315 kg/m2
وزن واحد سطح براي ديوار پيراموني در جهت ديوار برشی برابر kg/m2 315 ميباشد.
با احتساب 40 درصد بازشو در جهت قاب خمشی داريم :
وزن واحد سطح ديوار در جهت قاب خمشی =315×( 1 – 0.4 ) =189 kg/m2
ج ) ديوار برشي :
|
وزن واحد سطح kg/m2 |
تعداد |
وزن واحد حجم kg/m3 |
ضخامت به متر m |
|
|
170 |
1 |
850 |
0.20 |
آجر مجوف و ملات |
|
56 |
1 |
2800 |
0.02 |
سنگ گرانيت |
|
44 |
1 |
2200 |
0.02 |
ملات پشت سنگ |
|
612 |
1 |
2450 |
0.25 |
بتن مسلح |
|
32 |
1 |
1600 |
0.02 |
گچ و خاك |
|
13 |
1 |
1300 |
0.01 |
سفيد كاري |
جمع : 757 kg/m2
ب ) ديوار داخلی(دور راه پله) :
|
وزن واحد سطح kg/m2 |
تعداد |
وزن واحد حجم kg/m3 |
ضخامت به متر m |
|
|
170 |
1 |
850 |
0.20 |
آجر مجوف و ملات |
|
48 |
2 |
1600 |
0.015 |
گچ و خاك |
|
13 |
2 |
1300 |
0.005 |
سفيد كاري |
جمع : 231 kg/m2
ب ) دورچينی بام :
|
وزن واحد سطح kg/m2 |
تعداد |
وزن واحد حجم kg/m3 |
ضخامت به متر m |
|
|
170 |
1 |
850 |
0.20 |
آجر مجوف و ملات |
|
56 |
1 |
2800 |
0.02 |
سنگ گرانيت |
|
84 |
2 |
2100 |
0.02 |
ملات پشت سنگ |
جمع : 310 kg/m2
د)خلاصة بارهای گستردة کف ها:
بارهای گسترده هر کف شامل بارهای مرده و زنده است: که بارهای مرده عبارتند از: وزن دال و تيغه ها. بنابراين داريم:
|
بار زنده(kg/m2) |
بار مرده(kg/m2) |
کف طبقه | ||
|
مجموع((kg/m2 |
بار معادل تيغه ها(kg/m2) |
وزن کف(kg/m2) | ||
|
500 |
660 |
146 |
514 |
همکف |
|
200 |
741 |
146 |
595 |
طبقات |
|
150 |
690 |
- |
690 |
بام |
البته در راه پله های طبقات بار زنده بعلت کاربری مسکونی ساختمان برابر با 350 kg/m2 در نظر گرفته شده است.
یکشنبه نوزدهم آذر 1385
پروژه سازه های بتن آرمه
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385
روش های اجرایی ساختمان
یه نمونه سوال من دارم که مال کوچولو نیست ولی حالا باشه بهتر از هیچیه دانلودش کنید ببینید چه پساهه

